تبليغاتX
چشم در تاريكي - خدا پرستی

چشم در تاريكي

خدا پرستی

از آنجائی که ما ملت مرده پرستی هستیم، بیایید حالا که خدا مرده است مثل دیگر مردگان با او رفتار کنیم. حداقل کمی  خدای مرده  را پرستش کنیم.

با یاد خدا، قسمتی از راپورت(پیش گویی) یکی از رابطین فعال حضرتش را در خصوص برخی از وقایع اخیر به اطلاع می رسانم. چون شناخت کافی از این رابط ندارم، او را با نام مستعار معرفی می کنم، من این اخبار را در سال های ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷ خوانده ام:

از شیخ نوسترادام ولی است که در آستانه ظهور، که زمان ظهور را خدا  می داند. در جایی چنین خواهد شد:

  1. یورش اراذل:

فرض کنید در آن شرایط ناگهان  "گنده لاتی" تصمیم می گیرد که کل پایتخت در اختیار و ریاست و نفوذ او باشد. از طرفی با کم حوصلگی و عطش سیری ناپذیر ثروت و قدرت، ناگهان دستور هجوم سراسری به جان و مال و ناموس مردم را بدهد؛ چه خواهدشد؟ در آن شرایط مردم به شدت می ترسند و همه امیدشان نیروهای امنیتی است. اما اگر نیروهای امنیتی خود، قبل از این یورش، در مقابل اراذل و فواحش وانهاده و از خود بیگانه باشند چه خواهدشد؟

  1. خدامداران امید مردم:

وقتی از نیروهای امنیتی و ارتشیان کاری برنیاید، مردم جز خدا پناهی ندارند و لذا متوجه "خدامداران" می شوند. در آن روزگار مردان خدامدار، با توکل به خدا و با ذکر "الله لا اله الا هو الحی القیوم" و زنان خدامدار با ذکر "یا رب الارباب" نترس و شجاعانه، در میان مردم و شهر تردد خواهند نمود. اراذل؛ با توجه به این مسائل، خدامداران را مانع کار خود دیده و تصمیم می گیرند آنها را درهم کوبند. اما دست خدا از آستین نیروهایی از متن مردم در می آید و همه آنها را البته با تحمل خسارات سنگین در هم می کوبند.

  1. درگیری بین جناح چپ و راست:

حالا درگیری بین جناح چپ و راست است، که در هر کشوری هم هست. فرض کنید که این دو نیرو اختلافات دیرینه بر سر قدرت داشته باشند و فرض کنید راه و روش خدمت بیشترشان، برای جلب آرای مردم به تخریب و تنش و بدگویی و تهمت علیه یکدیگر بدل شده باشد. مسلما" این اتفاق، مردم جامعه را به دو قسمت تقسیم خواهد کرد. عده ای به دفاع از جناح چپ و عده ای به دفاع از جناح راست، به جان هم می افتند. یعنی ملت دو دسته می شوند. دعوا خانگی است، فقط با چوب و چماق است. کسی کشته نمی شود، اما افرادی با سر و کله خونین در خیابان ها دیده می شوند.

  1. رفراندم بزرگ:

در این شرایط همه احزاب و گروه ها نظرات خود را برای آرامش و یا اغراض دیگر، اعلام می کنند. از طرفی بزرگان آن مملکت می فرمایند که برای جلوگیری از تفرقه بهتر است رفراندمی باشد تا پایه های حاکمیت ملی از نو محکم شود.

  1. پیروزی خدامداران در انتخابات:

در آن رفراندم بزرگ، مردم خسته از هر دو جناح چپ و راست، به خدامداران رای می دهند تا هم به دین خود لبیک مجدد گفته باشند و هم دو جناح بی برنامه برای توسعه و عدالت را رسوب داده باشند. به خصوص که خدامداران مواضع خود را اعلام و در درگیری مردم با اراذل، تکیه گاه روانی مردم بوده، و اراذل خطر آنها را یافته و قصد یورش به آنها را داشته اند.

از طرفی مشیت این است و هنوز تغییر آن گزارش نشده است. خدامداران، حاکم شده و رهبر آن با انتخاب وزرا، مملکت را به سرعت سامان می بخشد. روش او چنین است که اگر کارمند جزئی در هر گوشه ای از آن مملکت، مثلا" روستای دوری خطایی یا کم کاری نماید، وزیر مربوطه در پایتخت استیضاح شده و برکنار می گردد. چنین روشی از آن کشور کشوری منظم و پویا و قدرتمند می سازد و  زمینه برقراری نظم سیاسی و اقتصادی و اجتماعی را فراهم می کند.

می دانیم که حضرت علی حتی میهمانی های فرمانداران را زیر نظر داشت و با وجود سه جنگ با ناکثین و قاسطین و مارقین اما، امپراطوری عظیم او، در آرامش بوده و انسانی گرسنه در دنیای او گزارش نشد. عدالتی را به نمایش گذاشت که دشمنان او هم به این حقیقت اذعان داشتند.چالش مردمان آنگاه، فقط با شیطان است و نه با هیچ کس و گروه و کشوری. در سطح جهان مرزها موضوعیت خود را از دست می دهند. چه! فقط یک مرز قابل تامل است و آن مرز بین عشق  و عناد به خدا است؛ و این وضع، ناخوشایند طبقه عقار است.

آمریکا و انگلیس از ظهور خدامداران حیرت کرده و می گویند: این دیگر چه حادثه ایست؟ و برای مقابله با خدامداران به فکر استفاده از احساسات دینی مردم جهان، به خصوص مردم عراق می افتند.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 6 تیر1388  توسط جواد خراساني  |