پدرسوخته سیاست دینی
ماجرایی که نقل آن در ادامه از قول رهبر فقید و بنیانگذار جمهوری اسلامی ـ با چهار روایت منقول مضبوط از شخص خود ایشان ـ می آید. نشان از توفیق نظام دینی و سران آن پس از ۴۶ سال از وقوع این مکالمه ساده است. روایتی که نشان از عمق بعضی از مسائل دارد.
من الان حقیقت موضوع را برای شما بیان می کنم. آمد یک نفر از اشخاصی که میل ندارم اسمش را بیاورم، گفت آقا سیاست عبارت است از دروغ گفتن، خدعه، فریب، نیرنگ، خلاصه پدرسوختگی است! و آن را شما برای ما بگذارید! چون موقع مقتضی نبود نخواستم با او بحث بکنم. گفتم: ما از اول وارد این سیاست که شما می گویید نبوده ایم. امروز چون موقع مقتضی است، می گویم(صحیفه امام، جلد 1، صفحه 270).
پاکروان(ریاست وقت ساواک) ضمن صحبت هایش گفت: که سیاست عبارت از دروغ گفتن است، عبارت از تقلب است، عبارت از خدعه است، عبارت از فریب است، عبارت از پدرسوختگی است! _ این تعبیر آخرش بود _ این را بگذارید برای ما. می خواست ما را وادار کند به اینکه ما دخالت در سیاست نکنیم. من به آن گفتم: خوب، اگر این سیاست عبارت از اینهاست، اینکه مال شما هست!(صحیفه امام، جلد 9، صفحه 178).
پاکروان به من گفت: سیاست دروغ گفتن است، خدعه است، فریب است. و کلمه اش این بود که " پدرسوختگی" است! این بگذارید برای ما. همین جا می خواست پدرسوختگی کند، یعنی می خواست کلاه سر من بگذارد! من گفتم: به این معنا که شما می گویید ما هیچ وقت همچو سیاستی را نداشتیم. خدعه و فریب و این چیزها( صحیفه امام، جلد 10، صفحه 125).
آن رئیس امنیت آن وقت گفت که: آقا! سیاست عبارت از دروغگویی است، عبارت از خدعه است، عبارت از فریب است، عبارت از پدرسوختگی است، این را بگذارید برای ما. من به او گفتم: این سیاست مال شماست!(صحیفه امام، جلد 13، صفحه 432).
به نظر شما هر یک کجا را می دیده اند؟
