این جلسه کمی به درازا کشید. از مناظره و مجادله چیزی بلد نیستم، ولی به عنوان یک آدم بالغ، مثل همه می توانم بفهمم طرف مقابل، کجای بحث سعی می کند از پاسخ بگریزد، یا از شیوه های خاص نظیر بازی با الفاظ، انواع مغالطات منطقی و ... برای پیچاندن، استفاده کند!
- جلسه دوم 7/12/87
mjk_khorasani: سلام
pasokhgoo_3: سلام عليکم
mjk_khorasani: اول جسارتا" بپرسم جنابعالي روحاني هستيد؟
pasokhgoo_3: چرا جسارتا
pasokhgoo_3: بله
mjk_khorasani: در ادامه بحث ديشب بفرمائيد، اينکه لباس پيامبر شبيه لباس حضرت ابراهيم باشد مهم است يا اينکه شبيه مردم زمان خود ايشان باشد؟
pasokhgoo_3: ببينيد در بحث لباس و موارد ديگر ما حکم ثابتي نداريم که طبق آن بگوئيم اين حلال است و اين حرام ( البته بجز موارد خاص ) بنابراين لباس و کفش و مرکب و از اين قبيل مسائل تابع شرائط و عرف هر زمان مي باشد
pasokhgoo_3: عرف نيز ما دو گونه داريم
pasokhgoo_3: عرف خاص و عرف عام
pasokhgoo_3: در برخي موارد اين دو عرف
pasokhgoo_3: با هم يکي مي شوند و در برخي موارد از هم جدا
pasokhgoo_3: در مورد لباس روحانيت که سؤال شماست
pasokhgoo_3: شايد اين لباس با عرف عام سازگار نباشد ولي با عرف خاص چرا
pasokhgoo_3: و موردي از لباس که نه سازگاري با عرف عام و نه عرف خاص ندارد
pasokhgoo_3: پوشيدنش حرمت و يا اشکال دارد
pasokhgoo_3: و لي اگر مطابق يکي از عرف ها باشد
pasokhgoo_3: نمي توان برآن اشکال گرفت
pasokhgoo_3: به عنوان مثال لباس نظامي
pasokhgoo_3: مطابق عرف عام نيست
pasokhgoo_3: و عرف خاص است چرا
pasokhgoo_3: اين لباس علامت است بر اين که اين شخص نظامي است
pasokhgoo_3: و همه هم اين را پذيرفته اند
pasokhgoo_3: لباس روحانيت هم همينطور
mjk_khorasani: بسيار خوب من مي توانم اين طور نتيجه بگيرم که ظواهر اوليا تابع اصولي کلي بوده است که منطبق بر شرايط زمان خويش نمود پيدا مي کرده است مثلا در مورد لباس آن چيزي که مشترک اصلي است رعايت عفت ظاهر و پوشاندن بدن به نحوي که جلب نظر نکند يا جنس مخالف را تحريک نکند و از اين قبيل مسائل
mjk_khorasani: ولي اينکه بپذيريم لباسي که به اين شکل موجود که حداکثر مربوط به دوره صفوي و 400 سال پيش است لباس رسول خدا است و عده اي براي تبليغ دين با اين لباس خود را از بقيه مردم جدا کنند به نظر چندان توجيه اي ندارد
pasokhgoo_3: اگر به عرايضي که عرض کردم توجه کامل کنيد و با مسائلي که ديروز خدمتتان عرض کردم نيز توجه کنيد به نظرم مطلب روشن است
pasokhgoo_3: مساله جدا کردن روحانيت خود را از مردم نيست
pasokhgoo_3: بلکه نمادي است اين لباس براي آنها که مردم بدانند اين يک عالم دين است
pasokhgoo_3: البته اين هم در زمان ما به اين گونه درآمده است
mjk_khorasani: دقيقا چرا هست. اگر بپذيريم اين لباس شبيه لباس پيامبر است و ما چون پيامبر را الگوي خود مي دانيم بايد در لباس هم از ايشان پيروي کنيم بفرمائيد آيا اين پيروي براي همه است يا مختص قشر خاصي از مسلمانان است اين تفکيک از کجا پيدا شده است؟
pasokhgoo_3: و گرنه قبلا اين حالت کمرنگ تر بود به علت مطالبي که ديروز عرض کردم
mjk_khorasani: دقيقا همينطور است که مي فرمائيد بر اثر شرايط زماني اکنون آسيب پذيري بر اثر اين لباس بيشتر است
mjk_khorasani: من بيشتر بخاطر همين موضوع که در شرايط کنوني پيش آمده به فکر اين مسئله افتادم از افرادي پرسيدم و کتابهايي را هم ديدم که مرا قانع نکرد
pasokhgoo_3: ببينيد شما اشکالاتي در ذهنتان هست که جواب براي آنها مي خواهيد
pasokhgoo_3: اين درست
mjk_khorasani: به نظرم به سختي بتوان اثبات کرد حتي در ظاهر هم اين لباس لباس پيامبر است بعد هم اگر اثبات کرديم اين لباس پيامبراست تازه شرايط زمان و مکان پيش مي آيد و جدا نشدن از جامعه و باز مهم تر اينکه اسوه بودن در صفات باطني و رفتاري مهم است يا شکل ظاهر؟
pasokhgoo_3: ببخشيد من دي سي شدم
mjk_khorasani: آسيب پذيري از ناحيه کداميک بيشتر است و کداميک به حقيقت تعاليم رسول الله نزديکتر است؟
pasokhgoo_3: همانطور که عرض کردم اگر اجازه بديد جواب کامل برسد بعد اقدام به سؤال کنيد ممنون مي شم
pasokhgoo_3: شما بدون توجه به عرايض بنده مطالبي رو همينطور در ميان آنها بيان مي کنيد که حق مطلب ادا نمي شود
mjk_khorasani: کلام منعقد نمي شود
pasokhgoo_3: اينطور هم ميشه تعبير کرد
pasokhgoo_3: نمي دونم اصلا به تو ضيحي که در باره دو گونه عرف داشتن در اين گونه مسائل عرض کرد م توجهي کرديد يا خير
pasokhgoo_3: ؟
mjk_khorasani: حالا خدمت شما هستم اول تکليف سنت استنادي لباس معلوم شود بعد برسيم به عرف
pasokhgoo_3: استناد لباس را به سنت حضرت رسول ديروز عرض کردم که در رواياتي لباس ايشان و ائمه اطهار عليهم السلام را اينگونه توصيف کرد ه اند و اين روايات در سنني که براي حضرت نوشته اند از جمله سنن النبي علامه درج شده است
mjk_khorasani: اين لباس براي همه مسلمانان سنت است يا براي قشر خاصي؟
pasokhgoo_3: براي همه
pasokhgoo_3: همه مي توانند ملبس به اين لباس شوند همانطور که ما در گذشته نيز اين مطلب رو داشتيم و الان هم در برخي مناطق اينگونه است
mjk_khorasani: پس چرا براي پوشيدن آن شرايط ويژه تعيين مي کنند؟ و مثلا" بايد سطح چند حوزه را گذراند و بعد ملبس شد
pasokhgoo_3: ولي به خاطر شرايط خاصي در ايران اين مساله براي همه منتفي شده
mjk_khorasani: من اهل خراسانم عکس هاي پدربزرگم را ديده ام ايشان دستار خراساني مي بست و عبا مي پوشيد روحاني هم نبود الان هم در مشهد برخي اينگونه اند و برخي هم لباده و عرقچين استفاده مي کنند و روحاني هم نيستند و لي اين با بحث ما فرق دارد
mjk_khorasani: من بخاطر همين شرايط خاص است که مي گويم چرا لباس روحانيت جدا است؟
pasokhgoo_3: خب به خاطر شرائط خاصي که در جامعه کنوني ما حاکم است اين مساله در مورد همه منتفي شد و تبديل شد به نمادي براي علماي دين بنابراين شرائط و احکام خاص غير از اون شرائط عام که قبلا داشت پيدا مي کند
pasokhgoo_3: به عنوان مثال
pasokhgoo_3: پوشيدن لباس سفيد براي همه در اماکن عمومي مجاز است و شرائط خاصي به غير از همان شرائط عام که هر لباس بايد داشته باشد و شما هم به برخي از اونها اشاره کرديد ندارد
pasokhgoo_3: اما
pasokhgoo_3: وقتي همين لباس و روپوش سفيد وارد محيط بيمارستان شد ديگر صرف لباس نيست بلکه علامت است
pasokhgoo_3: نماد است
pasokhgoo_3: يعني هرکس که اين را پوشيده دکتر
pasokhgoo_3: است
pasokhgoo_3: يا پرستار
pasokhgoo_3: بنابراين شرائط خاص پيدا ميکند
pasokhgoo_3: و هر کسي با هر شرائطي نمي تواند آن را بپوشد
pasokhgoo_3: بايد اجازه خاص داشته باشد
pasokhgoo_3: و تاييد شده باشد
mjk_khorasani: پس در حال حاضر شرايط خاص اين تفکيک لباس را باعث شده است نه سنت نبوي.
mjk_khorasani: بفرمائيد اين جداسازي آسيب پذيري را کم کرده يا آن را تشديد کرده است؟
pasokhgoo_3: اصل لباس تبعيت از اين سنت را دارد ولي شرائط خاص داشتنش به خاطر اين تفکيکي است که در جامعه رخ داده است
pasokhgoo_3: چه نوع آسيب پذيري ؟
mjk_khorasani: با ديدگاه شما 99% مسلمين از اين سنت محروم شده اند.
mjk_khorasani: و حداقل در ظاهر عده اي اين سنت را در انحصار خويش در آورده اند
pasokhgoo_3: کسي اونها رو محروم نکرده و کسي هم اين انحصار رو ايجاد نکرده
pasokhgoo_3: مساله اي است که به صورت تدريجي و طبيعي رخ داده
pasokhgoo_3: و البته در برخي دورانها بعضي از جهال و نادانان اين مطلب را تشديد کرده اند مثل زماني که رضا پهلوي براي متحد الشکل کردن
pasokhgoo_3: جامعه و مترقي کردن آن به اصطلاح خودش
pasokhgoo_3: اين کار رو انجام داد
mjk_khorasani: فکر کنم آنچه در بالا به عنوان شرايط خاص گفتيد با اين چيزي که اينجا تدريجي و طبيعي مي خوانيد کمي تفاوت داشته باشد.
pasokhgoo_3: چطور ؟
mjk_khorasani: مسلما" شرايط خاص خودش مي گويد من تدريجي و طبيعي نيستم
pasokhgoo_3: خاص به معني غير طبيعي نيست
mjk_khorasani: آسيب پذيري جنبه هاي گوناگون دارد اول اينکه اين جداسازي خلاف شيوه و سنت نبوي است که ديروز هم خدمت شما از خطبه 160 نهج البلاغه شاهد آوردم
mjk_khorasani: خاص يعني طبيعي؟
mjk_khorasani: دوم وقتي دين عهده دار حکومت مي شود به شدت توقع از خود را بالا مي برد حالا اگر صنفي پيشوايي را ويژه خويش دانستند و در عمل از عهده اداره جامعه و برطرف کردن مسائل برنيامدند نگاه مردم در درجه اول نسبت به دين تغيير مي کند و بعد به آن صنف خاص
pasokhgoo_3: غير طبيعي به غير عادي نزديک است نه خاص
mjk_khorasani: وقتي شما خود را با لباس و ديگر شرايط مثل دادگاه ويژه و ... که همه از قبل قدرت حادث مي شود و ناگزير در کنار خود فساد را مي پرورد از مردم جدا کردید. اين جدايي از مردم دين را آسيب پذير و مردم را دين گريز مي کند
pasokhgoo_3: شما مسائل را دوباره به هم آميختيد
pasokhgoo_3: هنوز معناي خاص روشن نشده
pasokhgoo_3: به آسيب پذيري پرداختيد
pasokhgoo_3: و نتيجه گرفتيد
pasokhgoo_3: خاص يعني غير عام
pasokhgoo_3: نه غير طبيعي
pasokhgoo_3: شما يک فرد خاصي هستيد و کشور شما يک کشور خاصي است در بين کشورهاي ديگر که محيط زيست خاص خود را دارد پس يعني شما و يا کشورتان غير طبيعي هستيد ؟
pasokhgoo_3: خير
mjk_khorasani: بفرمائيد پيامبر در لباس خاص بود يا عام؟
pasokhgoo_3: ما در مورد لباس پيامبر صحبت نمي کنيم
pasokhgoo_3: در مورد لباس روحانيت
pasokhgoo_3: در اين زمان خاص صحبت مي کنيم
pasokhgoo_3: درسته ؟
mjk_khorasani: اول بحث، اساس استفاده از اين لباس را سنت نبوي گفتيد
pasokhgoo_3: بله الان هم مي گويم
pasokhgoo_3: ولي بحث ما الان در خاص بودن و يا عام بودن شرائط کنوني نسبت به لباس رو حانيت است
pasokhgoo_3: نه لباس پيامبر
mjk_khorasani: وقتي اساس بحث لق شد چه جاي پرداختند به عام و خاص است؟
pasokhgoo_3: شما دوباره برگشتيد به اول بحث که عرض کردم اسناد زيادي در اين باره داريم
mjk_khorasani: اصل بحث من اين است که اين لباس که به قول شما اکنون لباس خاص شده با همان سنتي که مي گويد پيامبر از بقيه مردم جدا نبود در تضاد است
mjk_khorasani: دقيقا" چون خاص و ويژه شده ضد سنت است
pasokhgoo_3: بنابراين هر چيز که خاص شود ضد سنت است و ممنوع پس چون شرائط و موقعيت زندگي شما در اين زمانه خاص است و مطابق با شرائط زندگي زمان پيامبر نيست ضد سنت است
pasokhgoo_3: و ممنوع
pasokhgoo_3: درسته
pasokhgoo_3: ؟
pasokhgoo_3: حکم شما اين است ؟
pasokhgoo_3: شما هم که مثل برخي از اين ضد دنياي صنعتي و مظاهر آن صحبت مي کني
pasokhgoo_3: مي کنيد
pasokhgoo_3: چون اين وسيله در زمان حضرت رسول نبود و اين شرائط حاکم نبود پس ضد سنت است
pasokhgoo_3: و ممنوع
pasokhgoo_3: اين استدلال شما است ؟
mjk_khorasani: اين فرمايش شما است من مي گويم اين چيزي که از آن تعبير به خاص مي کنيد با آن چيزي که اصل و سنت است در تضاد است.
pasokhgoo_3: بنده عرض کردم که اين لباس همان لباس است و به تبعيت از ايشان لکن شرائط استفاده از آن خاص شده است
pasokhgoo_3: شما اصل و سنت را از ديدگاه خودتان روشن کنيد
mjk_khorasani: روحانيت اگر شرايط امروز را بهتر درک مي کرد خود اين لباس خاص را کنار مي گذاشت و از آن اصل و سنت حقيقي تبعيت مي کرد و خود را با شرايط خاص از مردم جدا نمي کرد
pasokhgoo_3: ؟
pasokhgoo_3: سؤال من هنوز پاسخ داده نشده است
mjk_khorasani: سنت اين است که پيامبر سفره ،لباس، مرکب، مسکن ،دادگاه و ... خود را از مردم جدا نکرد. حضرت علي با آن که احتمال ترور در موردش جدي بود خود را از مردم جدا نکرد به حکومت رسيد زندگي اش را از مردم جدا نکرد و خاص نکرد.
pasokhgoo_3: بحث در مورد لباس بود
pasokhgoo_3: پس
mjk_khorasani: اينها از تبعات لباس است
pasokhgoo_3: سنت به نظر شما اين است که نبايد لباس غير از لباس ديگران باشد والا ضد سنت و ممنوع است
pasokhgoo_3: درسته ؟
mjk_khorasani: شما نظرتان را راجع به همان سنت نبوي روشن بفرمائيد
pasokhgoo_3: من عرض کردم
pasokhgoo_3: جواب سوال مرا بدهيد
mjk_khorasani: چرا پيامبر اينطور از طرف حضرت علي معرفي مي شود دقيقا از نظر لباس و مرکب و سفره و...
pasokhgoo_3: ببينيد ما مي خواهيم به حقيقت برسيم و قصد جدل نداريم بنابراين گام به گام پيش بريم به حقيقت زودتر و روشن تر مي رسيم
pasokhgoo_3: سؤال مرا پاسخ دهيد تا جلو برويم
mjk_khorasani: بسيار خوب بفرمائيد تبعيت از سنت مقدم است يا چيزي که شما از آن به شرايط خاص تعبير مي کنيد؟
pasokhgoo_3: سؤال من بي پاسخ مانده
pasokhgoo_3: ما هنوز از سنت به تعريف روشن و دقيق نرسيده ايم
pasokhgoo_3: که بدانيم منظورمان از سنت چيست ؟
mjk_khorasani: اين خيلي روشن است سنت نبوي و اهل بيت همراهي با مردم و مثل آنان بودن است و از آنان جدا نشدن.
pasokhgoo_3: سؤال اين است :سنت به نظر شما اين است که نبايد لباس غير از لباس ديگران باشد والا ضد سنت و ممنوع است
pasokhgoo_3: ؟
mjk_khorasani: پيامبر مثل مردم زمان خويش لباس مي پوشيد و حضرت صادق مثل مردم زمان خودش
mjk_khorasani: سنت اين است که لباس ، روحانيت را از مردم متمايز و جدا نکند
pasokhgoo_3: شما اشکالي که در ذهنتان است به صورت هاي مختلف و با صور متفاوت تکرار مي کنيد ولي از جواب دادن به سؤال بنده اجتناب مي کنيد
mjk_khorasani: سنت اين است که صنفي که خود را وارث انبيا مي داند از اين سنت که مي گويد انبيا ظاهرشان مثل مردم زمان خودشان بود تبعيت کنند.
mjk_khorasani: اشکالي که در ذهن من است اين است اين لباس ضد سنت است و در شرايط حاضر پوشيدن اين لباس ضررش براي دين بيشتر ازسودش است.
mjk_khorasani: اين مسلم است که تمام چهارده معصوم با مردم زمان خودشان تحت هيچ شرايط ويژه اي از نظر ظاهري تمايزي نداشته اند.اين يعني سنت نبوي
mjk_khorasani: در سطح بالاتر اساسا" بفرمائيد تعريف