تبليغاتX
چشم در تاريكي

چشم در تاريكي

ناشیانه

ناشیانه ساز

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بیشتر پرنده ها آشیانه ساز هستند اما این یکی واقعا" ناشیانه ساز است. یعنی با کمی برگ سوزنی خشک کاج و سیخ جارو ــ تازه اگر شانس بیاورد و باد همین ها را نبرد ــ  و بعد با اضافه کردن فضله مبارک که همان جا تخلیه اش می کند، ترتیب ساخت آشیانه اش را می دهد.

این روزها کم کم موقع جفت یابی و ناشیانه سازی یاکریم هاست. با گذاشتن یک جعبه شیرینی یا کفش در لبه پنجره یا دیواری که کمی از سقف فاصله دارد، می توانیم به بقای یکی از تنها بازماندگان حیات طبیعی در شهرها کمک کنیم و در سال یکی دوتا یاکریم بی آزار به جامعه  آلوده شهری تحویل دهیم.

 ----------------------

ــ تهرانی ها به این پرنده " یاکریم " می گویند؛ در مشهد "موسی کو تقی"، به خاطر شباهت نغمه اش به ادای کلمات موسی کو تقی، این پرنده از خانواده قمری هاست و در اصطلاح به آن قمری شهری می گویند. 

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 اسفند1387  توسط جواد خراساني  | 

عصارخانه شاهی

مهم نیست چه خري يا اسبي يا يابويي اين سنگ عصاري را بگرداند؛اسب عصاری شعاع حرکتش همان دایره عصاری است نه یک قدم آن طرفتر،

1.اکبر باشد با تيم تکنوکراتها که براي شان حکومت شاهنشاهي با جمهوري اسلامي تفاوتي ندارد و مسئله ايشان شراکت در قدرت و انتفاع از منافع آن است. (بديهى است كه اين رأى و تنفيذ تا زمانى است كه ايشان در همين صراط مستقيم و نورانى كه عمر شريف خود را تاكنون در آن گذرانيده‏اند - يعنى راه دفاع از اسلام ناب محمّدى (صلى‏اللَّه‏عليه‏واله) و مجاهدت براى تحقق حاكميت كامل قرآن و عمل به شريعت و طرفدارى از محرومين و مستضعفين و كوشش براى ريشه‏كن كردن فقر و محروميت و استقرار عدالت اجتماعى - راه خود را ادامه دهند كه البته چنين خواهد بود. بخشي از حكم اولين دوره رياست جمهورى حجةالاسلام والمسلمين هاشمى رفسنجانى 12/5/ 68 )

2.ممد باشد با تيمي که گلوگاه هاي ثروت و قدرت در آن تحت سيطره تکنوکرات ها باقي بماند و حماقت ها هم به عهده اولترا سکولارهاي سابقا" چپ باشد (بديهى است كه تنفيذ اينجانب و رأى ملت تا زمانى است كه ايشان به تعهد خود و صراط مستقيمى كه تاكنون در پيش داشته‏اند، يعنى راه اسلام و احكام نورانى آن و دفاع از مستضعفان و مظلومان و ايستادگى در برابر دشمنان مستكبر و حق ستيز و زورگو پايبند باشند كه با توفيق الهى همواره چنين خواهد بود ان‏شاءاللَّه. بخشي از متن تنفيذ حكم رياست جمهوري  حجت الاسلام سید محمد خاتمی 12/5/۷۶)

3. محمود باشد با مشتي راديکال هاله نوري(بديهى است كه تنفيذ اينجانب و رأى ملت تا زمانى است كه ايشان به تعهد خود و صراط مستقيمى كه تاكنون در پيش داشته‏اند، يعنى راه اسلام و احكام نورانى آن و دفاع از مستضعفان و مظلومان و ايستادگى در برابر دشمنان مستكبر و حق ستيز و زورگو پايبند باشند كه با توفيق الهى همواره چنين خواهد بود ان‏شاءاللَّه. بخشي از متن تنفيذ حكم رياست جمهوري دکتر محمود احمدی نژاد 12/5/84 )

4.... باشد با مشتی ...(بديهى است كه تنفيذ اينجانب و رأى ملت تا زمانى است كه ايشان به تعهد خود و صراط مستقيمى كه تاكنون در پيش داشته‏اند، يعنى راه اسلام و احكام نورانى آن و دفاع از مستضعفان و مظلومان و ايستادگى در برابر دشمنان مستكبر و حق ستيز و زورگو پايبند باشند كه با توفيق الهى همواره چنين خواهد بود ان‏شاءاللَّه. بخشي از متن تنفيذ حكم رياست جمهوري اسلامي ايران 12/5/88 )

در اين بازي تعویض اسب عصاري مهم اين است که نظام سلطاني و سطوت آن برقرار باشد. و عجيب اين است که همه اين منتخبين عصارخانه شاهي با تمام تنوع و تکثرشان، عصاره دلخواه سلطاني را که " پيمودن راه دفاع از اسلام ناب محمّدى " و " دفاع از مستضعفان و مظلومان و ايستادگى در برابر دشمنان مستكبر و حق ستيز و زورگو " را به طور اتم و اکمل مستحصل نموده اند و خواهند نمود.

--------------------

یادآوری:این " بخشی از متن تنفیذ " با اندکی تغییر الفاظ در همه احکام روسای جمهور تکرار شده است.

+ نوشته شده در  شنبه 17 اسفند1387  توسط جواد خراساني  | 

پیپ

پیپ

 

 

 

 

می گفت: آرومترین و بی آزارترین مردای دودی، اُونایی هستن که پیپ می کشن. چون بیشتر وقتشون با پیپشون می گذره؛ یا دارن پُرش می کنن، یا دارن میکِشنش و یا دارن تمیزش میکنن.

این آهنگ جدید محسن نامجو را بشنوید با همین موضوع و چیزهای دیگر مرتبط. تکه هایی از متن پیپ اینه:

من که با آدما خوشحالم

چون که دارم پیپ می کشم

می گی چرا به من خوشحالم؟

چون که دارم پیپ می کشم

می گی چرا به من آرومم؟ 

چون که دارم پیپ می کشم

کرک و شیشه و اِکس کدومه؟

من دارم پیپ می کشم

تو که دنبال اعتراضی

زندگیت گرفتی به بازی

منو ببین چقدر آزادم

چون که دارم پیپ می کشم

+ نوشته شده در  جمعه 16 اسفند1387  توسط جواد خراساني  | 

گزارش هیئت دیپلماتیک (دیپلمات هیئتی)

وي در ادامه با بيان اينکه کار ديپلماتيک جمهوري اسلامي بسيار ديدني بود، گفت؛ «آقاي محرابيان را آقای احمدي نژاد مامور کردند بروند ونزوئلا. آقاي محرابيان نقل مي کند ما آمديم تماس گرفتيم ونزوئلا، ديديم هيچ کس نيست، هيچ اداره اي تلفن را برنمي دارد. شب ژانويه بود همه رفته بودند. آمدم به آقاي احمدي نژاد گفتم هيچ کس نيست. من پيام به کي ببرم بدهم. هيچ کس پاسخگو نيست. آقاي احمدي نژاد به آقاي محرابيان گفت پرواز مي کني مي روي کاراکاس، آنجا مي پرسي مي بيني چاوز کدام شهر است. هر شهري هست تو برو آنجا. محرابيان گفت ما همين طور در ابهام پرواز کرديم رفتيم کاراکاس. ساعت ٣٠/١١ شب به وقت کاراکاس رسيديم آنجا. از طرف سفارتخانه يک ساعت بعد به ما خبر دادند آقاي چاوز در کاخ رياست جمهوري منتظر شما است. پنج تا از وزرايش را هم احضار کرده بود. سراسيمه آمد در جلسه. چاوز گفت چي شده؟ چه اتفاقي افتاده؟ گفتم به غزه حمله شده، نمي دانيد؟ گفت حمله شده باشد غزه به ما چه ربطي دارد؟ محرابيان گفت يک ساعت و نيم با او صحبت کردم. آخر به او گفتم اگر به ونزوئلا حمله بشود شما انتظار داريد جمهوري اسلامي بيايد حمايت کند؟ گفت بله. گفتم خب نسبت ما و غزه هم همين است. چاوز گفت:«ها»، وقتي فهميد، اولين قدمي که برداشت، ما هم به او پيشنهاد نکرديم، چاوز گفت. يک اخراج سفير اسرائيل از ونزوئلا. محرابيان گفت بندهاي دوم، سوم و چهارم را که نوشت، گفتيم مي خواهد جنگ راه بيندازد، بگذار ما برويم. محرابيان گفت فردا ٨ صبح ما در فرودگاه بوديم، ديديم خبري نشد. اخبار چيزي نگفت. يک مرتبه ديديم خبر را قطع کرد، خبر فوري، خبر فوري. خود چاوس آمد پشت تلويزيون گفت محرابيان اينجا بوده و ما ديشب با هم جلسه داشتيم و اين هم نتيجه جلسه ما، يک دو، سه، چهار، پنج و شش».*

*. روايت ناگفته هاي سفر فرستاده ويژه رئيس جمهور به ونزوئلا،توسط محمدناصر سقای بی ریا مشاور احمدي نژاد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 اسفند1387  توسط جواد خراساني  | 

وکیل مدافع شیطان

مردک ... تو اخبار ۲۰:۳۰ داشتن از گران فروختن دفترچه ۵۶۰۰۰ تومنی ثبت نام دانشگاه پیام نور توسط بعضی دفاتر خدمات ارتباطی اظهار تاسف می کردم، ولی به عنوان رئیس دانشگاه پیام نور نه خودش یک کلمه از گران شدن ۲۵۰درصدی شهریه دانشگاه پیام نور طی دو سال گذشته چیزی گفت و نه اون خبرنگار پفیوز چیزی ازش پرسید.

------------------

فقط محض اطلاع :

ـ شهریه یک ترم کارشناسی ارشد با ۱۰ واحد درسی در سال تحصیلی ۸۷-۸۶ :  ۲۹۰۰۰۰تومن.

ـ شهریه یک ترم کارشناسی ارشد با ۱۰ واحد درسی در سال تحصیلی ۸۸-۸۷ :  ۶۸۰۰۰۰تومن.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 اسفند1387  توسط جواد خراساني  | 

جان کلام

خواستم تکمله ای بر بحث لباس روحانيت بنویسم. دیدم موضوع به اندازه کافی واضح و روشن است، پس میهمانتان می کنم به کلامی از رسول خدا (ص). حضرت «ص» می فرماید:

ان اهون الخلق علي الله، من ولي امر المسلمين فلم يعدل فيهم.

پست ترين مردم در نزد خدا کسي است که به سرپرستي مسلمانان دست يابد، و در ميان ايشان عدالت را اجرا نکند.

« الحيات به نقل از " بحار الانوار ج 75 ، ص 352 » 

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 اسفند1387  توسط جواد خراساني  | 

چت با حجت الاسلام 3

این متن آخرین چت با حضرت حجت الاسلام پاسخگوی ۳ است؛ مطلب خالی از لطف نیست،می ماند تتمه و نتیجه ایی که من از این گپ و گفت گرفتم.

- جلسه آخر ۸/۱۲/۸۷

mjk_khorasani: سلام ببخشيد ديشب dc شدم و اين ديل آپ هم ديگه وصال نداد.

pasokhgoo_3: سلام عليکم

mjk_khorasani: من بحث ديشب را اين طور ادامه مي دهم، سنت مگر گفتار، رفتار و سکوت معصوم نيست؟

pasokhgoo_3: بله

mjk_khorasani: خب اين سنت به ما مي گويد که پيامبر و ائمه ما مانند مردم زمان خود لباس مي پوشيدند،البته با حفظ و رعايت اصول کلي مثل حفظ عفت و ... به نظرم حداقل در پوشش سنت يعني رعايت اين اصول نه اينکه

mjk_khorasani: مثلا" لباسي شبيه لباس پيامبر بپوشيم و خود اين لباس در اين روزگار آن اصل سنت را که همساني در پوشش با ساير مردم است را نقض کند.

mjk_khorasani: اگر سنت آن اصل کلي در يکساني پوشش معصوم با مردم زمان خويش است،نتيجه مي گيرم اصرار بر اين تمايز لباس در زمان حاضر بين روحانيت با عامه مردم ضد سنت است.

pasokhgoo_3: ببينيد تشخيص سنت و مصاديق  آن  کار سختي است مخصوصا اگر اين  مربوط به فعل و يا تقرير معصوم عليه السلام باشد و به همين دليل اين امر را ائمه اطهار به فقيهان واگذار کرده اند که عمري را در اين کار صرف کرده اند 

pasokhgoo_3: به همين  دليل  شايد  نتوان با اين گونه بحثها به نتيجه درستي رسيد چرا که شرائطش آماده نيست

pasokhgoo_3: ولي

mjk_khorasani: من از قول و فعل معصوم براي شما نمونه آوردم که در پوشش وضع ايشان چگونه بوده است. کجاي اين پيچيده است؟

pasokhgoo_3: ما طبق نظرات فقها مي توانيم بحث کنيم

pasokhgoo_3: پيچيدگي در استفاده از اين سخن براي حکم صادر کردن است نه در معناي حديث

mjk_khorasani:  خطبه 160 نهج البلاغه کاملا" واضح و روشن است. به قول فقها آب که باشد تيمم باطل است.

mjk_khorasani: مثال ديگر بزنم پيچيدگي کم شود حضرت صادق در زماني زندگي مي کردند که توسعه اي در زندگي و حکومت مسلمين وجود داشت. ايشان لباس گرانبها پوشيده بود. شخصي ايراد گرفت که شما پدرانتان چنان بودند شما چرا اين لباس فاخر و نرم را پوشيده ايد؟

mjk_khorasani:  ايشان لباس  ضخيمي  و زبري را که زير اين لباس فاخر پوشيده بود به وي نشان داد. و گفت که به راحتي دنيا مجال نمي دهد و...

mjk_khorasani:  خب اين همان يکساني با مردم زمانه در پوشش نيست؟

pasokhgoo_3: ببينيد عزيزم من اين مواردي که شما مي فرمائيد رو مي دونم و از اين بيشتر هم مي تونم خدمت شما بيان کنم ولي

pasokhgoo_3: اگر استفاده از اين روايات به همين سادگي بود براي فهميدن حکم الله که ديگر ما نيازي به فقه و فقيه و علوم چندگانه براي فهم احکام الله نداشتيم

mjk_khorasani: حاج آقا من دارم درس پس مي دهم، حکم نمي دهم، دارم به قول شما اشکالي که در ذهنم دارم را بيان مي کنم و از شما که به قول خودتان بيشتر مي دانيد  پاسخ سئوالم را مي پرسم.

mjk_khorasani: به اين موضوع زياد فکر کرده ام و متاسفانه خيلي ها جواب نداده اند و ديگران هم جواب قانع کننده نداشته اند.

pasokhgoo_3: متاسفانه شما آخر وقت مي آئيد و بحث نيمه تمام مي ماند الان هم بنده به غير از شما چهار نفر مراجعه کننده  دارم که اگر اونها هم بي پاسخ بمانند درست نيست

mjk_khorasani: بسيار خب. من مشکلم را مطرح کردم و به انحاء مختلف آن را توضيح دادم و فکر مي کنم به شرح بيشتري نياز نباشد. شما لطف کنيد از فقهايي که مي شناسيد  پاسخي براي اين سئوال بنده بگيريد.

mjk_khorasani: همچنين اين را هم بگويم که ايده کلي اين مسئله براي من اين است که "  در زمان ما  پوشيدن اين لباس به ضرر و زيان اسلام و علماي واقعي اسلام است و خلاف سنت معصوم در همساني و هم لباسي با مردم زمان خويش".

pasokhgoo_3: بنده مطالبي که عرض کردم قول فقها بود نه نظر شخصي بنده اگر به مطالب ديروز توجه کنيد فکر کنم مطلب روشن بشود

pasokhgoo_3: البته همانطور که ديروز عرض کردم

pasokhgoo_3: اگر سؤالتون رو به صورت مفصل بنويسيد و به صورت ايميل و يا کتبي به آدرس سايت بفرستيد حتما به صورت تفصيلي پاسخ دريافت خواهيد کرد

pasokhgoo_3: من از کمي وقت واقعا از شما پوزش مي خواهم

pasokhgoo_3: اگر فردا يا هر وقت ديگر سر ساعت 6 تشريف بياوريد

pasokhgoo_3: بهتر می توانم در خدمتتان باشم

mjk_khorasani: من در اين خصوص کتاب هاي زير را علاوه بر احاديث و روايات مرور کرده ام. لولو ء و مرجان محدث نوري، مرجعيت و روحانيت، منتخبي در اين خصوص از مرحوم مطهري، نظرات مرحوم دکتر شريعتي، کتابهاي نصيرالدين امیرصادقي  چاپ شده در قبل از انقلاب،  هويت صنفي روحاني محمدرضا حکيمي، و با مطالعه اين موارد به اين نتيجه رسيده ام.

mjk_khorasani: سئوال اساسي من: آيا در زمان ما  پوشيدن اين لباس به ضرر و زيان اسلام و علماي واقعي اسلام نيست؟ آيا خلاف سنت معصوم در همساني و هم لباسي با مردم زمان خويش نيست؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 اسفند1387  توسط جواد خراساني  | 

چت با حجت الاسلام 2

این جلسه کمی به درازا کشید. از مناظره و مجادله چیزی بلد نیستم، ولی به عنوان یک آدم بالغ، مثل همه می توانم بفهمم طرف مقابل، کجای بحث سعی می کند از پاسخ بگریزد، یا از شیوه های خاص نظیر بازی با الفاظ، انواع مغالطات منطقی و ... برای پیچاندن، استفاده کند!

- جلسه دوم 7/12/87

mjk_khorasani: سلام

pasokhgoo_3: سلام عليکم

mjk_khorasani: اول جسارتا" بپرسم جنابعالي روحاني هستيد؟

pasokhgoo_3: چرا جسارتا

pasokhgoo_3: بله

mjk_khorasani: در ادامه بحث ديشب  بفرمائيد، اينکه لباس پيامبر شبيه لباس  حضرت ابراهيم باشد مهم است يا اينکه شبيه مردم زمان خود ايشان باشد؟

pasokhgoo_3: ببينيد در بحث لباس و موارد ديگر ما حکم ثابتي نداريم که طبق آن بگوئيم اين حلال است و اين حرام ( البته بجز موارد خاص ) بنابراين لباس و کفش و مرکب و از اين قبيل مسائل تابع شرائط و عرف هر زمان مي باشد

pasokhgoo_3: عرف نيز ما دو  گونه داريم

pasokhgoo_3: عرف خاص و عرف عام

pasokhgoo_3: در برخي موارد اين دو عرف

pasokhgoo_3: با هم يکي مي شوند و در برخي موارد از هم جدا

pasokhgoo_3: در مورد لباس روحانيت که سؤال شماست

pasokhgoo_3: شايد اين لباس با عرف عام سازگار نباشد  ولي با عرف خاص چرا

pasokhgoo_3: و موردي از لباس که نه سازگاري با عرف عام و نه عرف خاص ندارد

pasokhgoo_3: پوشيدنش حرمت و يا اشکال دارد

pasokhgoo_3: و لي اگر مطابق يکي از عرف ها باشد

pasokhgoo_3: نمي توان برآن اشکال گرفت

pasokhgoo_3: به عنوان مثال لباس نظامي

pasokhgoo_3: مطابق عرف عام نيست

pasokhgoo_3: و عرف خاص است چرا

pasokhgoo_3: اين لباس علامت است بر اين که اين شخص نظامي است

pasokhgoo_3: و همه هم اين را پذيرفته اند

pasokhgoo_3: لباس روحانيت هم همينطور

mjk_khorasani: بسيار خوب من مي توانم اين طور نتيجه بگيرم که ظواهر اوليا تابع اصولي کلي بوده است که منطبق بر شرايط زمان خويش نمود پيدا مي کرده است مثلا در مورد لباس آن چيزي که مشترک اصلي است رعايت عفت ظاهر و پوشاندن بدن به نحوي که جلب نظر نکند يا جنس مخالف را تحريک نکند و از اين قبيل مسائل

mjk_khorasani: ولي اينکه بپذيريم لباسي که به اين شکل موجود که حداکثر مربوط به دوره صفوي و 400 سال پيش است لباس رسول خدا است و عده اي براي تبليغ دين با اين لباس خود را از بقيه مردم جدا کنند  به نظر چندان توجيه اي ندارد

pasokhgoo_3: اگر به عرايضي که عرض کردم توجه کامل کنيد و با مسائلي که ديروز خدمتتان عرض کردم نيز توجه کنيد به نظرم مطلب روشن است

pasokhgoo_3: مساله جدا کردن روحانيت خود را از مردم نيست

pasokhgoo_3: بلکه نمادي است اين لباس براي آنها که مردم بدانند اين يک عالم دين است

pasokhgoo_3: البته اين هم در زمان ما به اين گونه درآمده است

mjk_khorasani: دقيقا چرا هست. اگر بپذيريم اين لباس شبيه لباس پيامبر است و ما چون پيامبر را الگوي خود مي دانيم بايد در لباس هم از ايشان پيروي کنيم بفرمائيد آيا اين پيروي براي همه است يا مختص قشر خاصي از مسلمانان است اين تفکيک از کجا پيدا شده است؟

pasokhgoo_3: و گرنه قبلا اين حالت کمرنگ تر بود به علت مطالبي که ديروز عرض کردم

mjk_khorasani: دقيقا همينطور است که مي فرمائيد بر اثر شرايط زماني اکنون آسيب پذيري بر اثر اين لباس بيشتر است

mjk_khorasani: من بيشتر بخاطر همين موضوع که در شرايط کنوني پيش آمده به فکر اين مسئله افتادم از افرادي پرسيدم و کتابهايي را هم ديدم که مرا قانع نکرد

pasokhgoo_3: ببينيد شما اشکالاتي در ذهنتان هست که جواب براي آنها مي خواهيد

pasokhgoo_3: اين درست

mjk_khorasani: به نظرم به سختي بتوان اثبات کرد حتي در ظاهر هم اين لباس لباس پيامبر است بعد هم اگر اثبات کرديم اين لباس پيامبراست تازه شرايط زمان و مکان پيش مي آيد و جدا نشدن از جامعه و باز مهم تر اينکه اسوه بودن در صفات باطني و رفتاري  مهم است يا شکل ظاهر؟ 

pasokhgoo_3: ببخشيد من دي سي شدم

mjk_khorasani: آسيب پذيري از ناحيه کداميک بيشتر است و کداميک به حقيقت تعاليم رسول الله نزديکتر است؟

pasokhgoo_3: همانطور که عرض کردم اگر اجازه بديد جواب کامل برسد بعد اقدام به سؤال کنيد ممنون مي شم

pasokhgoo_3: شما بدون توجه به عرايض بنده مطالبي رو همينطور در ميان آنها بيان مي کنيد که حق مطلب ادا نمي شود

mjk_khorasani: کلام منعقد نمي شود

pasokhgoo_3: اينطور هم ميشه تعبير کرد

pasokhgoo_3: نمي دونم اصلا به تو ضيحي که در باره دو گونه عرف داشتن در اين گونه مسائل عرض کرد م توجهي کرديد يا خير

pasokhgoo_3: ؟

mjk_khorasani: حالا خدمت شما هستم اول تکليف سنت استنادي لباس معلوم شود بعد برسيم به عرف

pasokhgoo_3: استناد لباس را به سنت حضرت رسول ديروز عرض کردم که در رواياتي لباس ايشان و ائمه اطهار عليهم السلام را اينگونه توصيف کرد ه اند و اين روايات در سنني که براي حضرت نوشته اند از جمله سنن النبي علامه درج شده است

mjk_khorasani: اين لباس براي همه مسلمانان سنت است يا براي قشر خاصي؟

pasokhgoo_3: براي همه

pasokhgoo_3: همه مي توانند ملبس به اين لباس شوند همانطور که ما در گذشته نيز اين مطلب رو داشتيم و الان هم در برخي مناطق اينگونه است

mjk_khorasani: پس چرا براي پوشيدن آن شرايط  ويژه تعيين مي کنند؟ و مثلا" بايد سطح چند حوزه را گذراند و بعد ملبس شد

pasokhgoo_3: ولي به خاطر شرايط خاصي در ايران اين مساله براي همه منتفي شده

mjk_khorasani: من اهل خراسانم عکس هاي پدربزرگم را ديده ام ايشان دستار خراساني مي بست و عبا مي پوشيد روحاني هم نبود الان هم در مشهد برخي اينگونه اند و برخي هم لباده و عرقچين استفاده مي کنند و روحاني هم نيستند و لي اين با بحث ما فرق دارد

mjk_khorasani: من بخاطر همين شرايط خاص است که مي گويم چرا لباس روحانيت جدا است؟

pasokhgoo_3: خب به خاطر شرائط خاصي که در جامعه کنوني ما حاکم است اين مساله در مورد همه منتفي شد و تبديل شد به نمادي براي علماي دين بنابراين شرائط و احکام خاص غير از اون شرائط عام که قبلا داشت پيدا مي کند

pasokhgoo_3: به عنوان مثال

pasokhgoo_3: پوشيدن لباس سفيد براي همه در اماکن عمومي مجاز است و شرائط خاصي به غير از همان شرائط عام که هر لباس بايد داشته باشد و شما هم به برخي از اونها اشاره کرديد ندارد

pasokhgoo_3: اما

pasokhgoo_3: وقتي همين لباس و روپوش سفيد وارد محيط بيمارستان شد ديگر صرف لباس نيست بلکه علامت است

pasokhgoo_3: نماد است

pasokhgoo_3: يعني هرکس که اين را پوشيده دکتر

pasokhgoo_3: است

pasokhgoo_3: يا پرستار

pasokhgoo_3: بنابراين شرائط خاص پيدا ميکند

pasokhgoo_3: و هر کسي با هر شرائطي نمي تواند آن را بپوشد

pasokhgoo_3: بايد اجازه خاص داشته باشد

pasokhgoo_3: و تاييد شده باشد

mjk_khorasani: پس در حال حاضر شرايط خاص اين تفکيک لباس را باعث شده است نه سنت نبوي.

mjk_khorasani: بفرمائيد اين جداسازي آسيب پذيري را کم کرده يا آن را تشديد کرده است؟

pasokhgoo_3: اصل لباس تبعيت از اين سنت را دارد ولي شرائط خاص داشتنش به خاطر اين تفکيکي است که در جامعه رخ داده است

pasokhgoo_3: چه نوع آسيب پذيري ؟

mjk_khorasani: با ديدگاه شما 99% مسلمين از اين سنت محروم شده اند.

mjk_khorasani: و حداقل در ظاهر عده اي اين سنت را در انحصار خويش در آورده اند

pasokhgoo_3: کسي اونها رو محروم نکرده و کسي هم اين انحصار رو ايجاد نکرده

pasokhgoo_3: مساله اي است که به صورت تدريجي و طبيعي رخ داده

pasokhgoo_3: و البته در برخي دورانها بعضي از جهال و نادانان اين مطلب را تشديد کرده اند مثل زماني که رضا پهلوي براي متحد الشکل کردن

pasokhgoo_3: جامعه و مترقي کردن آن به اصطلاح خودش

pasokhgoo_3: اين کار رو انجام داد

mjk_khorasani: فکر کنم آنچه در بالا به عنوان شرايط خاص گفتيد با اين چيزي که اينجا تدريجي و طبيعي مي خوانيد کمي تفاوت داشته باشد.

pasokhgoo_3: چطور ؟

mjk_khorasani: مسلما" شرايط خاص خودش مي گويد من تدريجي و طبيعي نيستم

pasokhgoo_3: خاص به معني غير طبيعي نيست

mjk_khorasani: آسيب پذيري جنبه هاي گوناگون دارد اول اينکه اين جداسازي خلاف شيوه و سنت نبوي است که ديروز هم خدمت شما از خطبه 160 نهج البلاغه شاهد آوردم

mjk_khorasani: خاص يعني طبيعي؟

mjk_khorasani: دوم وقتي دين عهده دار حکومت مي شود به شدت توقع از خود را بالا مي برد حالا اگر صنفي پيشوايي را ويژه خويش دانستند و در عمل از عهده اداره جامعه و برطرف کردن مسائل برنيامدند نگاه مردم در درجه اول نسبت به دين تغيير مي کند و بعد به آن صنف خاص

pasokhgoo_3: غير طبيعي به غير عادي نزديک است نه خاص

mjk_khorasani:  وقتي شما خود را با لباس و ديگر شرايط مثل دادگاه ويژه و ... که همه از قبل قدرت حادث مي شود و ناگزير در کنار خود فساد را مي پرورد از مردم جدا کردید. اين جدايي از مردم دين را آسيب پذير و مردم را دين گريز مي کند

pasokhgoo_3: شما مسائل را دوباره به هم آميختيد

pasokhgoo_3: هنوز معناي خاص روشن نشده

pasokhgoo_3: به آسيب پذيري پرداختيد

pasokhgoo_3: و نتيجه گرفتيد

pasokhgoo_3: خاص يعني غير عام

pasokhgoo_3: نه غير طبيعي

pasokhgoo_3: شما يک فرد خاصي هستيد و کشور شما يک کشور خاصي است در بين کشورهاي ديگر که محيط زيست خاص خود را دارد پس يعني شما و يا کشورتان غير طبيعي هستيد ؟

pasokhgoo_3: خير

mjk_khorasani: بفرمائيد پيامبر در لباس خاص بود يا عام؟

pasokhgoo_3: ما در مورد لباس پيامبر صحبت نمي کنيم 

pasokhgoo_3: در مورد لباس روحانيت

pasokhgoo_3: در اين زمان خاص صحبت مي کنيم

pasokhgoo_3: درسته ؟

mjk_khorasani: اول بحث، اساس استفاده از اين لباس را سنت نبوي گفتيد

pasokhgoo_3: بله الان هم مي گويم

pasokhgoo_3: ولي بحث ما الان در خاص بودن و يا عام بودن شرائط  کنوني نسبت به لباس رو حانيت است

pasokhgoo_3: نه لباس پيامبر

mjk_khorasani: وقتي اساس بحث لق شد چه جاي پرداختند به عام و خاص است؟

pasokhgoo_3: شما دوباره برگشتيد به اول بحث که عرض کردم اسناد زيادي در اين باره داريم

mjk_khorasani: اصل بحث من اين است که اين لباس که به قول شما اکنون لباس خاص شده با همان سنتي که مي گويد پيامبر از بقيه مردم جدا نبود در تضاد است

mjk_khorasani: دقيقا" چون خاص و ويژه شده ضد سنت است

pasokhgoo_3: بنابراين هر چيز که خاص شود ضد سنت است و ممنوع پس چون شرائط و موقعيت  زندگي شما در اين زمانه خاص است و مطابق با شرائط زندگي زمان پيامبر نيست ضد سنت است

pasokhgoo_3: و ممنوع

pasokhgoo_3: درسته

pasokhgoo_3: ؟

pasokhgoo_3: حکم شما اين است ؟

pasokhgoo_3: شما هم که مثل برخي از اين ضد دنياي صنعتي و مظاهر آن صحبت مي کني

pasokhgoo_3: مي کنيد

pasokhgoo_3: چون اين وسيله در زمان حضرت رسول نبود و اين شرائط حاکم نبود پس ضد سنت است

pasokhgoo_3: و ممنوع

pasokhgoo_3: اين استدلال شما است ؟

mjk_khorasani: اين فرمايش شما است من مي گويم اين چيزي که از آن تعبير به خاص مي کنيد با آن چيزي که اصل و سنت است در تضاد است.

pasokhgoo_3: بنده عرض کردم که اين لباس همان لباس است و به تبعيت از ايشان لکن شرائط استفاده از آن خاص شده است

pasokhgoo_3: شما اصل و سنت را از ديدگاه خودتان روشن کنيد

mjk_khorasani: روحانيت اگر شرايط امروز را بهتر درک مي کرد خود اين لباس خاص را کنار مي گذاشت و از آن اصل و سنت حقيقي تبعيت مي کرد و خود را با شرايط خاص از مردم جدا نمي کرد

pasokhgoo_3: ؟

pasokhgoo_3: سؤال من هنوز پاسخ داده نشده است

mjk_khorasani: سنت اين است که پيامبر سفره ،لباس، مرکب، مسکن ،دادگاه و ... خود را از مردم جدا نکرد. حضرت علي با آن که احتمال ترور در موردش جدي بود خود را از مردم جدا نکرد به حکومت رسيد زندگي اش را از مردم جدا نکرد و خاص نکرد.

pasokhgoo_3: بحث در مورد لباس بود

pasokhgoo_3: پس

mjk_khorasani: اينها از تبعات لباس است

pasokhgoo_3: سنت به نظر شما اين است که نبايد لباس غير از لباس ديگران باشد والا ضد سنت و ممنوع است

pasokhgoo_3: درسته ؟

mjk_khorasani: شما نظرتان را راجع به همان سنت نبوي روشن بفرمائيد

pasokhgoo_3: من عرض کردم

pasokhgoo_3: جواب سوال مرا بدهيد

mjk_khorasani: چرا پيامبر اينطور از طرف حضرت علي معرفي مي شود دقيقا از نظر لباس و مرکب و سفره و...

pasokhgoo_3: ببينيد ما مي خواهيم به حقيقت برسيم و قصد جدل نداريم بنابراين گام به گام پيش بريم به حقيقت زودتر و روشن تر مي رسيم

pasokhgoo_3: سؤال مرا پاسخ دهيد تا جلو برويم

mjk_khorasani: بسيار خوب بفرمائيد تبعيت از سنت مقدم است يا چيزي که شما از آن به شرايط خاص تعبير مي کنيد؟

pasokhgoo_3: سؤال من بي پاسخ مانده

pasokhgoo_3: ما هنوز از سنت به تعريف روشن و دقيق نرسيده ايم

pasokhgoo_3: که بدانيم منظورمان از سنت چيست ؟

mjk_khorasani: اين خيلي روشن است سنت نبوي و اهل بيت همراهي با مردم و مثل آنان بودن است و از آنان جدا نشدن.

pasokhgoo_3: سؤال اين است :سنت به نظر شما اين است که نبايد لباس غير از لباس ديگران باشد والا ضد سنت و ممنوع است

pasokhgoo_3: ؟

mjk_khorasani: پيامبر مثل مردم زمان خويش لباس مي پوشيد و حضرت صادق مثل مردم زمان خودش

mjk_khorasani: سنت اين است که لباس ، روحانيت را از مردم متمايز و جدا نکند

pasokhgoo_3: شما اشکالي که در ذهنتان است به صورت هاي مختلف و با صور متفاوت تکرار مي کنيد ولي از جواب دادن به سؤال بنده اجتناب مي کنيد

mjk_khorasani: سنت اين است که صنفي که خود را وارث انبيا مي داند از اين سنت که مي گويد انبيا ظاهرشان مثل مردم زمان خودشان بود تبعيت کنند.

mjk_khorasani: اشکالي که در ذهن من است اين است اين لباس ضد سنت است و در شرايط حاضر پوشيدن اين لباس ضررش براي دين بيشتر ازسودش است.

mjk_khorasani: اين مسلم است که تمام چهارده معصوم با مردم زمان خودشان تحت هيچ شرايط ويژه اي از نظر ظاهري تمايزي  نداشته اند.اين يعني سنت نبوي

mjk_khorasani: در سطح بالاتر اساسا" بفرمائيد تعريف

 

+ نوشته شده در  شنبه 10 اسفند1387  توسط جواد خراساني  | 

چت با حجت الاسلام 1

اهل چت نيستم، وبگردي و لاگ بازي را دوست دارم ولي چت نه. داشتم وبگردي مي کردم، ديدم سایتی پاسخگويي آنلاين دارد با 20 نفر پاسخگو که هر يک درساعت هايي مشخص آنلاين بودند. سايت متعلق به پژوهشگاه فرهنگ و علوم اسلامی تبليغات اسلامي قم بود. فرصت را غنيمت شمردم و مسئله ايي را که مدتي درگيرش بودم را با يکي از پاسخگوها که تخصصش را اعتقادات معرفي کرده بود در ميان گذاشتم. چت باز شديم و چت ما با حاج آقا سه جلسه حدودا" يک ساعته در سه روز ( مغرب ۲۸ صفر تا مغرب ۳۰ صفر ) طول کشيد. بدون توضيح اضافه ديگري اصل گپ و گفت اينترنتي را تقديم مي کنم؛ خوشحال مي شوم شما هم پاسخگوي سئوال باشيد.  

 - جلسه اول 6/12/87

 mjk_khorasani: سلام من در مورد لباس روحانيت سئوال داشتم.

pasokhgoo_3: سلام عليکم

pasokhgoo_3: بفرمائيد

mjk_khorasani: چه دلايلي براي انتخاب اين لباس و انتساب اون به اسلام وجود داره؟

pasokhgoo_3: اين لباس جزو سنت حوزه هاي علميه است البته نه دقيقا  به اين صورتي که  الان رواج دارد

pasokhgoo_3: بلکه دستخوش تحولات وتغييراتي شده است

pasokhgoo_3: ولي اساس آن ثابت است

pasokhgoo_3: لباس حضرت رسول اکرم صلي الله عليه و آله اين گونه بوده است

pasokhgoo_3: طبق آنچه که از روايات سيره نبوي

pasokhgoo_3: به دست ما رسيده

pasokhgoo_3: ايشان عمامه بر سر گذاشته و بر رو ي پيراهن عربي خود عبا مي انداختند

pasokhgoo_3: اين نکته را هم عرض کنم که تا 70 يا 80 سال پيش

pasokhgoo_3: لباس تمام مردم ايران البته با توجه به برخي تفاوتها و نيز مناطق همين گونه بوده است

pasokhgoo_3: و در زمان رضا پهلوي اين لباس به زور و تهديد به منظور رسيدن به ترقي تغيير کرد

mjk_khorasani: بفرمائيد سنت حوزه يا سنت نبوي؟

pasokhgoo_3: سنت حوزه که در راستاي سنت نبوي است

mjk_khorasani: ادله اين که سنت لباس حوزه سنت نبوي است کدام است؟

pasokhgoo_3: همين نقلي که از سيره نبوي خدمتتان عرض کردم

pasokhgoo_3: به کتاب سنن النبي اثر علامه طباطبائي مراجعه کنيد

mjk_khorasani: مگر پيامبر جايي سفارشي در مورد لباس خودشان کرده اند؟

pasokhgoo_3: لازم به سفارش نيست اين تشبه به لباس پيامبر است که خداي متعال او را اسوه تمام عالم معرفي کرده اند

pasokhgoo_3: ولکم في رسول الله اسوة حسنه

mjk_khorasani: اگر اين تشبه اساسي عقلايي داشته باشد، خود پيامبر هم بايد به پيشنيان الهي خويش تشبه مي کرده است مثلا" لباس حضرت ابراهيم يا لباس حضرت آدم را مي پوشيده است در صورتي که اين گونه نبوده است.

pasokhgoo_3: از کجا مي گوئيد اين گونه نبوده است ؟

mjk_khorasani: يعني مي فرمائيد حضرت رسول لباس حضرت آدم يا لباس حضرت ابراهيم را مي پوشيده است؟

pasokhgoo_3: لباس حضرت ابراهيم عليه السلام طبق نقل هائي شامل عمامه مي شده لکن مساله مهم اينجاست که

pasokhgoo_3: در قران کريم پيامبر اکرم الگو معرفي شده و اين به خاطر افضليت ايشان و برتري ايشان نسبت به تمام عالميان است

pasokhgoo_3: حتي نسبت به پيامبران قبل از خود

mjk_khorasani: اولا حضرت ابراهيم که جد پيامبران توحيدي و اسماعيل و اسحاق است و اسحاق پدر بني اسرائيل محسوب مي شود حداقل سه هزار سال قبل از پيامبر مي زيسته اند. چطور ممکن است پوشش و لباس در طي اين سالها تغيير نکرده باشد. ثانيا" مگر در قرآن حضرت ابراهيم امام و اسوه معرفي نشده است؟

mjk_khorasani: ثالثا" از سنن نبي مرحوم علامه موثق تر سخن حضرت امير در نهج البلاغه است که در صفت پيامبر فرموده است که چگونه مي پوشيد و چگونه سلوک مي کرد؟

pasokhgoo_3: اولا همان طور که عرض کردم ظاهر لباس ممکن است تغيير جزئي کرده باشد ولي چه اشکالي دارد که اساس آن ثابت مانده باشد ثانيا بله ايشان هم اسوه معرفي شده و اسوه بودن ايشان منافات با اسوه بودن پيامبر براي امت خود ندارد و ثالثا مرحوم علامه سنن نبي را از خودشان ننوشته اند بلکه تماما رواياتي است که ايشان از حضرت امير و غير ايشان به صورت صحيح نقل فرموده اند

mjk_khorasani: حضرت در نهج البلاغه مي فرمايد رسول خدا همچون مردم عصر خويش لباس مي پوشيد نه متمايز از آنان ( مثلا" لباس حضرت ابراهيم،را نمي پوشيده اند.چون لباس زمان ايشان لباس ابراهيم نبوده است) مثل بقيه مردم غذا مي خورد. مثل ديگران و نه بالاتر از آنان مي نشست  طوري که وقتي اعرابي وارد مسجد مي شد، مي پرسيد محمد کدامتان است؟

pasokhgoo_3: اين استنباط شما است که در داخل پرانتز آن را نوشته ايد و قول حضرت امير عليه السلام داراي اين مفهوم نيست

pasokhgoo_3: شما اول حکم کرده ايد که

pasokhgoo_3: لباس زمان حضرت ابراهيم عليه السلام با زمان پيامبر فرق مي کرد و سپس اين مفهوم گيري را انجام داد ه ايد

pasokhgoo_3: در حاليکه از سخن حضرت امير اين نتيجه بر نمي آيد

mjk_khorasani: اساس استدلال که چيزي ديگري است. بحث من اين است که حضرت رسول مثل مردم زمان خويش لباس مي پوشيده است،حتي اگر اين سخن بعيد شما را بپذيريم که لباس مردم در طي حداقل سه هزار سال تغييري نکرده است.

pasokhgoo_3: لباس پيامبر مثل لباس مردم زمان خود بودن نشان از اين است که پيامبر با لباس برتري جوئي نسبت به ديگران نداشت و معني آن اين نيست که پيامبر در لباس پوشيدن هم تابع جامعه خود بوده است

pasokhgoo_3: چرا که پيامبر اسوه است نه الگو پذير از جامعه

pasokhgoo_3: متبوع است نه تابع و امام است نه ماموم

mjk_khorasani: اگر بپذيريم که قول حضرت امير در نهج البلاغه درست است و پيامبر همچون ديگر مردم جزيره العرب لباس مي پوشيده است به طوري که عرب بياباني بين ايشان و ديگران از نظر لباس تفاوتي نمي ديده است، آيا مي توانيم نتيجه بگيريم همه مردم در زمان ايشان بنا به برداشت شما لباسشان مثل لباس حضرت ابراهيم بوده است؟

pasokhgoo_3: با توجه به اختلافات جزئي که در طول زمان امکان پذير است همانگونه که عرض کردم

pasokhgoo_3: اين مطلب هيچ استبعادي ندارد

pasokhgoo_3: و غير ممکن نيست

pasokhgoo_3: البته نياز به تحقيق تاريخي دارد

pasokhgoo_3: با عرض پوزش بنده وقت تعيين شده ام به پايان رسيده است و بايد از خدمتتان مرخص شم

pasokhgoo_3: البته براي ادامه بحث حتما فردا درهمين ساعت 6 تا 8 

pasokhgoo_3: در خدمتتان هستم

mjk_khorasani: ياعلي

pasokhgoo_3: خدا نگهدار شما

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  جمعه 9 اسفند1387  توسط جواد خراساني  | 

شمس الشموس

خورشید طلوع کرده بود... و باز کسی شهامت پای گذاشتن بر خود را نداشت.برق زر و سیم ـ امانت شیعیان پدرش ــ هوش از سر بزرگان شیعه ربوده بود. متوقف شدند و امامتش را به انکار برخاستند. در پس پنجاه سالگی درخت زندگانیش به ثمر نشست، پسرش را هم به جرم گندمین بودن منکر شدند....و او همچنان می درخشید. غربت خراسان، وهم به زیر آوردن آفتاب بود. عقل همراهشان نبود که چشم در آفتاب دوختند؟ ... و خورشید را چه چاره از تابیدن. ( فروردین ۸۴ )

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 اسفند1387  توسط جواد خراساني  | 

عاق والدین

دعای کوروش کبیر در حق ایرانیان

الحمدلله آنقدر فرزندان خلفی برای  آباء و اجدادمان بوده ایم،که تیر دعاهایشان مستقیم بر هدف استجابت نشسته است؛ توجه بفرمائید:

دشمن که فقط یکی ازش باقی مانده است،اون هم اینه که این آقاه داره نشون می ده:

دشمن

دیگران همه خیرخواه و دعاگوی ما هستند. خشکسالی هم که هزارسالی می شود این طرف ها پیدایش نشده؛ و در مورد محفوظ ماندن از دروغ هم خدا آخر و عاقبت ما را با این حضرت صادق مصدق احمدی نژاد به خیر گرداند.

دروغ

+ نوشته شده در  جمعه 2 اسفند1387  توسط جواد خراساني  | 

جاذبه آشکار

جاذبه آشکار پرتغال

 

 

 

 

 

پرتغال یا پرتقال؛ خیلی مهم نیست. مهم طعم جاذبۀ نارنجی قرمز مهماندار است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 اسفند1387  توسط جواد خراساني  |