و این من، هفته ای است که قوس نزولش آغاز گردیده است؛ درست از همین آخرین سالگشتی که به شادی روز مولود رضای پاکان، کام شیرین کرده است. با تقدیم و زمزمهء " وهم سبز " دختر شاه پریان، این نقطه عطف زندگی آقای من را گرامی می دارم.
تمام روز در آينه گريه مي كردم
بهار، پنجره ام را
به وهم سبز درختان سپرده بود
تنم به پيله تنهاييم نمي گنجيد
و بوي تاج كاغذيم
فضاي آن قلمرو بي آفتاب را
آلوده كرده بود
نمي توانستم ديگر نمي توانستم
...
تمام روز نگاه من
به چشمهاي زندگيم خيره گشته بود
به آن دو چشم مضطرب ترسان
كه از نگاه ثابت من مي گريختند
و چون دروغگويان
به انزواي بي خطر پلكها پناه مي آوردند
كدام قله ‚ كدام اوج ؟
مگر تمامي اين راههاي پيچاپيچ
در آن دهان سرد مكنده
به نقطه تلاقي و پايان نمي رسند ؟
...
كدام قله كدام اوج ؟
مرا پناه دهيد اي چراغ هاي مشوش
اي خانه هاي روشن شكاك
كه جامه هاي شسته در آغوش دودهاي معطر
بر بامهاي آفتابيتان تاب مي خورند
...
كدام قله كدام اوج ؟
...
نمي توانستم ‚ ديگر نمي توانستم
صداي پايم از انكار راه برمي خاست
و يأسم از صبوري روحم وسيعتر شده بود
و آن بهار و آن وهم سبز رنگ
كه بر دريچه گذر داشت با دلم مي گفت
نگاه كن
تو هيچگاه پيش نرفتي
تو فرو رفتي.
+ نوشته شده در دوشنبه 27 آبان1387  توسط جواد خراساني
|
راه بهشت خیلی طولانی شد، لطفا" مرا همین کنار پیاده کنید؛ اگر زیاده خواهی نباشد، مرحمت فرموده، بفرمائید مرا به همان مزرعه اعلیحضرت برگردانند.
+ نوشته شده در جمعه 24 آبان1387  توسط جواد خراساني
|
می گفت: دوری از جان سگ و نزدیکی به تن خوک، تنها تجلی عینی شریعت در شخص شخیص بنده است!
دور نمی گفت؛ با کم و زیادش، این ابتلاء مسلمانی آخرالزمان است.
+ نوشته شده در چهارشنبه 22 آبان1387  توسط جواد خراساني
|
چاره ایی نیست، همه چیز آلوده سیاست است؛ فعلا" این تکه تاریخی گم و فراموش را با هم مرور کنیم تا دستمان بیاید از کجا به اینجا رسیده ایم. راستان کجایند و دروغ گویان تا کجاها قدر یافته اند.
آن روزها، در حال گذراندن امتحانات نهایی سال چهارم دبیرستان و آمادگی برای شرکت در کنکور بودم( که به دلیل درگذشت حضرت خمینی چند روزی به تاخیر افتاده بود. )سرگرمیم کیهان، اطلاعات، جمهوری اسلامی و رادیو های خارجی بود؛ اوضاعی بود آن روزهای بی خمینی؛ تشبیه اش همیشه در ذهنم این طور است: عینا" کندویی که ملکه اش مرده یا ملک جوانی یافته. همه بی هدف حرکت می کنند، سردرگمی واقعی و... دقیقا" به شکل زنبورهایی که گیج شده اند. کلیت ماجرایی که در ادامه خواهد آمد را در خاطر داشتم ولی جزئیات را فراموش کرده بودم. به لطف دنیای وب، جزئیات راحت یافته شد. بد ندیدم شما را در این یادآوری شریک کنم؛ هرقدر عمر سیاست کوتاه است، تاریخ پیری است که هرگز نمی میرد.
شرح ماجرای جلسۀ ( 121 ) اجلاسیۀ دوم دورۀ سوم مجلس شورای اسلامی یکشنبه 11 تیرماه 1368 - 28 ذیقعدةالحرام 1409 هجری قمری
رئیس: سخنرانان قبل از دستور را دعوت کنید .
منشی: بسم الله الرّحمن الرّحیم . ناطقین قبل از دستور آقای شرع پسند از حوزۀ انتخابیۀ کرج ، ......
رئیس: آقای شرع پسند 3 دقیقه وقت دارند که صحبت کنند .
عبدالمجید شرع پسند:" سلامٌ علیکم . بسم الله الرّحمن الرّحیم ، با عرض تسلیت رحلت حضرت امام، اینجانب عبدالمجیدشرع پسند نمایندۀ مردم کرج بدین وسیله استعفای خود را از نمایندگی به دلایل زیر اعلام می کنم :
1ــ نبود زمینه و عدم امنیت و امکان برای انجام وظایف قانونی نمایندگی که در سوگندنامۀ اصل 67 قانون اساسی آنها را تعهد نموده ام از جمله مهمترین آنها دفاع از قانون اساسی .
2ــ نگرانی شدید از آیندۀ سیاسی کشور به علت برخی تغییرات قانون اساسی و تحولات سیاسی واقع شده و درحال وقوع وتکاثر و تداول قدرت در دست عده ای معدود و حضور تشریفاتی و سطحی مردم به جای مشارکت عمیق و مؤثر آنان
3ــ نداشتن پاسخ مناسب و منطقی برای گرانی و تورم و تبعیض های ناروا و پرهیز و تعلل مسئولین از جهت گیری قاطع و جدی در برابر تکاثر و انباشت سرمایه های کلان بادآورده و نهایتاً نگرانی برای استقلال مملکت
4ــ وجود ابهامات و سؤالات اساسی نسبت به حاکمیت آینده و بلاتکلیفی مردم در حق سرنوشت خود و نگرانی از اینکه روند موجود منتهی به حاکمیت لیبرالیسم وابسته خواهد شد .
5ــ نداشتن انگیزه و رغبت برای ادامۀ فعالیت به دلیل عدم مشاهدۀ کمترین مشابهت اصولی بین وضعیت فعلی و حکومت عدل علوی در حدی که حتی آهنگ و جهت حرکت را به سوی آرمانهای بلند تشیع نمی بینم .
ضمن تقدیم متن استعفانامه به ریاست محترم مجلس از ایشان درخواست می کنم به موجب مادۀ 24 آئین نامۀ داخلی مجلس در اولین جلسۀ علنی آن را اعلام نموده و طبق آئین نامه این موضوع را در دستور کار یکی از جلسات علنی هفتۀ آینده قرار دهند."
عبدالمجید شرع پسند نمایندۀ انقلابی، برادر سه شهید و نمایندۀ دورۀ دوم و سوم مردم کرج در مجلس شورای اسلامی بود که در تاریخ یکشنبه 11 تیرماه 1368 و در سن سی سالگی و در آستانۀ چهلمین روز درگذشت حضرت خمینی نطق کوتاه فوق را به عنوان استعفا نامه ایراد کرد.
روز یکشنبه 18 تیرماه 1368 شرع پسند بدون آنکه خودش حضور داشته و بتواند در دفاع از خویش مطالبی بیان نماید ( لااقل دلایل مطرح شده را توجیه کند)، با 191 رأی موافق از 197 رأی مستقیم نمایندگان هر دو جناح راست و چپ مجلس شورای اسلامی مستعفی شناخته شد و راه برای بازداشت بدون دردسر شرع پسند از سوی دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی کشور باز گردید و دیگر کسی شرع پسند را که جوانی فعال و بانشاط بود، در مجامع عمومی ندید و وی دیگر هیچ سمتی را نپذیرفت و حتی زمانی که به قول معروف آبها از آسیاب افتاد نیز حاضر به ثبت نام جهت تصدی نمایندگی مجلس نشد.
لازم به ذکر است که اسامی رأی دهندگان در مشروح مذاکرات به ثبت رسیده و تنها فردی که به شرع پسند رأی ممتنع داده آقای عباس شیبانی نمایندۀ مردم تهران می باشد و نیز 5 نفر نیز در رأی گیری شرکت ننمودند ( شاید می خواستند نامشان در این ننگ نامه ثبت نشود ) و هاشمی رفسنجانی از این افراد به ممتنع تعبیر نمود . البته این موضوع تبعاتی از جمله تظاهرات و اعتراضات احساساتی شدید توأم با توهین و نفرت مردم به خصوص اهالی شهر کرج ( حوزۀ انتخاباتی آقای شرع پسند ) داشت که علاقمندان می توانند به جراید آن زمان مراجعه نمایند.
بیست سال پیش نماینده مجلس، جناب شرع پسند به دلیل اظهار مطالب عین حقیقت فوق، با خشونت و تهمت فراوان از مجلس رانده شد، و فقط یک نفر به استعفای او رای ممتنع داد. این روزها علی کردان در همان تریبون به صراحت تمام بر دروغ های عیان و مستندش اصرار می ورزد و با این وجود، ۴۵ نفر از نمایندگان مجلس، به ماندن او در مسند وزارت رای مثبت می دهند.
+ نوشته شده در پنجشنبه 16 آبان1387  توسط جواد خراساني
|
آزاد آزاد، دانشگاه آزاد.یک جورایی انگار باید باور کنیم،جناب دکتر جاسبی عزیز، یکی از دانه های تسبیح نخ بریده است که به زودی بدجوری به زمین خواهد خورد.
جاسبی بیب بیب بزن کنار، ما داریم می آییم!
+ نوشته شده در چهارشنبه 15 آبان1387  توسط جواد خراساني
|
دستی نیست جلوی ریزش دانه ها را بگیرد. بالاخره نخ تسبیح پاره شد، شرط می بندم دانه های زیادی به زمین می ریزند و پخش و پلا می شوند. صدای سقوط اولین دانه را بر کف سفت و سخت رسوایی شنیدید؟ منتظر صدای سقوط دانه های بعدی باشید که مسلسل وار به زمین خواهند ریخت.
تا قبل از دولت عدالت محور، همه عمال حکومت، گند و کثافت یکدیگر را یک طوری می پوشاندند؛ یا حداقل نمی گذاشتند کار بیخ پیدا کند. به لطف شخصیت و عملکرد محمود احمدی نژاد، امروز این توافق پنهانی تا حدود زیادی شکسته شد.
دکتر کردان عزیز! و دیگر دکترهای جمهوری اسلامی! متشکرم.
+ نوشته شده در سه شنبه 14 آبان1387  توسط جواد خراساني
|
تغییر نه! رستگاری.

ما جمعی از نیروهای داوطلب جنگ تحمیلی ( بسیجیان اسبق ) از رزمنده جانباز، آزاده سرافراز* سناتور جان مک کین حمایت می کنیم.
به امید پیروزی اسلام بر کفرجهانی!
ــــــــــــــــــــــــــــــ
*. برادر مک کین جهت حمایت از منافع کشورش ضمن شرکت در جنگ ویتنام، توسط نیروهای دشمن زخمی و اسیر شد.
+ نوشته شده در دوشنبه 13 آبان1387  توسط جواد خراساني
|
ارث پدران ما بر اساس قواعد شرعی و قانونی بین برادران و خواهران، با نسبت مشخص و ثابت تقسیم می شود(پسر دو سهم ، دختر یک سهم). در این تقسیم پارامتر دیگری مثل موقعیت اجتماعی، محبوبیت خانوادگی، وضعیت اقتصادی ورٌاث و... دخالت داده نمی شود. بنابراین سهم الارث هر فرد ثابت و فارغ از عوامل دیگر شخصی و اجتماعی محاسبه می شود و زمینه ایی برای مباحث حاشیه ایی، نزاع، درگیری و کینه جویی بین افراد خانواده ایجاد نمی شود.
حال تصور کنید این عوامل در تقسیم ارث دخالت داده شود؛ مسلما" نتیجه این حالت جامعه ایی خواهد بود با انواع درگیری ها، کینه ها، عقده ها و در نهایت فروپاشی کامل روابط خانوادگی و اجتماعی. با این توضیح، احتمالا" می توان حدس زد موضع و مبنای شارع و قانون گذار در نحوه توزیع ارث، ابتدا" حفظ روابط انسانی و تحکیم آن است و در مرحله بعد، تقسیم مالی که برای سهم بران باقی مانده است.
بحث را با این پرسش ها تمام می کنم؛
1_ بهترین نگاه به ثروت های عمومی جامعه از منظر ماهیت و کارکرد، چیزی جز همان میراث نیاکانی می تواند باشد؟
2_ علاوه بر مفاسد ناشی از دخالت سیستم دولتی، در توزیع غیریکنواخت ثروت عمومی جامعه که به راحتی قابل پیش بینی است؛ آیا نتایج و عوارض اجتماعی این امر، چیزی جز موارد عنوان شده در ابتدای این سخن با ابعادی عمیق تر و شدیدتر می تواند باشد؟
3_ اصولا" چرا شیپور از سرگشادش نواخته شود؟ آیا بهتر نیست دولت به جای دخالت پرعارضه اش در امر توزیع ثروت ملی، توان و نیروی خود را مصروف تقویت و ساماندهی نهادهای نظارتی اقتصادی همچون تحول سیستم مالیاتی و اخذ عوارض بر اساس درآمد و مصرف افراد جامعه نماید؟ (که در آن شرایط فردی لحاظ می شود؛ و ده ها فایده و نتیجه مثبت اقتصادی، سیاسی و اجتماعی اثبات شده موجود و دست یافتنی است.)
+ نوشته شده در شنبه 11 آبان1387  توسط جواد خراساني
|
وقتی یک روحانی خلاف می کند، یکی از محکومیت هایی که ممکن است متحمل شود؛ خلع لباس است(چیزهایی در مورد این لباس دارم، که به موقعش خواهم نوشت). یعنی به عنوان بخشی از جزای عمل خلاف اش، حق پوشیدن لباس روحانیت را از او می گیرند. حالا بماند که دادگاه ویژه هم دارند و ...
مطلب بالا را این طور هم می توان بیان کرد: حضرات روحانی وقتی خلاف می کنند، تازه محکوم به پوشیدن لباس بقیه مردم ـ یعنی مای عوام ـ می شوند.
فرق خواص( روحانیت ) با عوام کالانعام( مردم از دید روحانیت ) در همین چیزهاست.
+ نوشته شده در پنجشنبه 9 آبان1387  توسط جواد خراساني
|
شرمگین ما بی شرف ها مانده ایم. (م. امید)
علی کجاست؟ تا بیاموزدمان در مملکت اسلامی، از شرم بیرون کشیدن خلخال از پای زنی یهودی، بمیریم.
نمرده ایم و مانده ایم.
و هر دم از این باغ بری می رسد.
قبلا" فضای فکری و ایده ام را در خصوص این خواص منفور، که باقی مردم را در گفتار و رفتار خود، عوام کالانعام می دانند؛ اینجا گفته ام. لعنـت الله علیهم اجمعین!
و کوتاه سخن این که" باید کوشید که حق به یاری حق رود، و گرنه سخن همانست که استاد امیری فیروزکوهی گفته است:
یاری ز حق مجوی که تا ظلم حاکم است
حق نیز جز به یاری باطل نمی رود." *
---------------------------------------
*. محمدرضا حکیمی، جهشها، ص ۱۲۶
+ نوشته شده در سه شنبه 7 آبان1387  توسط جواد خراساني
|
بالاخره این کمبودها و نواقص تقصیر چه کسی است؟ کسانی که این مسائل را به روحانیت نسبت می دهند مردم هستند؟ یا دشمن؟ آیت الله العظمی ایی این مسئله را تهاجم فرهنگی و کار دشمن می داند و آیت الله العظمی دیگری به تصریح این مسئله را نظر مردم می داند.
چند پست قبل این را خواندید، حالا این را هم بگذارید کنارش و فقط مقایسه کنید.( خلاصه اش همین ۱ـ و ۲ـ ادامه)
۱ـ حضرت آیت الله العظمی مظاهری: عده ایی می گویند گرانی تقصیر روحانیت است. بی حجابی تقصیر روحانیت است... بدبين كردن مردم نسبت به روحانيت توسط دشمن خطر ديگري است چرا كه روحانيت در تمام عرصههاي به وجود آمدن انقلاب تا ادامه آن و اينك نيز در كنار مردم بوده و هست و اين بدبين كردنها از رشتههاي تهاجم فرهنگي است و متاسفانه در دانشگاهها و جامعه نيز رواج يافته است.
۲ـ حضرت آیت الله العظمی نوری همدانی: مردم كمبودها و نواقص را از ناحيه قشر روحانيت مي دانند و اين مساله، موقعيت كشور را بسيار حساس كرده است.
+ نوشته شده در دوشنبه 6 آبان1387  توسط جواد خراساني
|

تجسم حضرت یوسف ( ع ) در عهد جمهوری اسلامی!
+ نوشته شده در شنبه 4 آبان1387  توسط جواد خراساني
|