تبليغاتX
چشم در تاريكي

چشم در تاريكي

حکومت در اسلام

حداقل دو نظر درباره حکومت در اسلام پایداری بیشتری در تاریخ داشته است.

۱ـ برای حفظ اسلام،همه چیز حتی حکومت اسلامی را باید فدا کرد.

۲ـ برای حفظ حکومت اسلامی،همه چیز حتی اسلام را باید فدا کرد.

-----------------------

پ ن: اسلام همیشه چیزی است که راه رشد را پیش پای پوینده مسیر تعالی قرار می دهد.

+ نوشته شده در  شنبه 25 اسفند1386  توسط جواد خراساني  | 

اقتصاد عدالت محور

بعضی باباها برای بچه هاشون اینجوری پول خرج می کنند:

پدر و بچه توی خیابان قدم می زنند.بچه توی خیابان چیزی می بیند،عر می زند،پا به زمین می کوبد و "می خوام می خوام" می گوید. آنقدر این حرکات را ادامه می دهد تا پدر راضی به اجابت خواسته اش شود. ــ فرض می کنیم پدر اخم نکند و بچه را روی زمین خرکش نکند.ــ 

حالا فرض کنید همین پدر محترم با محدودیت درآمد و پول هم مواجه باشد و علاوه بر این،چندتا از این بچه ها داشته باشد. فکر می کنید آینده این خانواده چگونه است؟

* ــ توضیح واضحات:این مثال،داستان اقتصاد عدالت محور و سفرهای استانی و دیگر شاهکارهای اقتصادی این حضرت نو دولت است و تازه اینها نتایج سحر است،باش تا صبح دولتش در ۲۴ اسفند بدمد. ــ

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 اسفند1386  توسط جواد خراساني  | 

دو جلد زندگی

از در و دیوار بالا می رفتم.کسی حریفم نبود،فقط از بابام حساب می بردم اونهم فقط وقتی می دیدمش. مادرم نصیحت می کرد و می گفت:باز شیطون رفت تو جلدت.

این رفتن شیطون توی جلد هم برایم معمایی شده بود. کلاس اول دبستان بودم و همان وقت ها مادر با کاغذ کادو کتاب هایم را جلد کرده بود. مدت ها مشغله ذهنیم چگونگی رفتن شیطان به زیر جلدم بود. جلد خودم را پیدا نمی کردم،برای همین یکی دو بار یواشکی چسب جلد کتابهایم را کندم و زیرش را وارسی کردم تا اثری از شیطان پیدا کنم ولی کتابم زیر جلدش شیطانی نداشت و این موضوع بود تا...

این طفلکم از من خیلی کمتر حرص می دهد.مامانش بهش می گفت:باز شیطون رفت تو جلدت.

حالا که پرت شدم به سی سال پیش این را هم بگویم،مدتی هم به ارتباط دو زندگی و آموزش خیاطی با متد گرلاوین فکر می کردم،چون فقط  do را می شناختم و خواندن doo را بلد نبودم. حریص خواندن تابلوهای خیابان بودم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 اسفند1386  توسط جواد خراساني  | 

چشم نابینا،گوش شنوا

... گوسفندان از آبشخورها بازگشته بودند،کم کم غبار راه دهکده فرو می نشست ...

و حضرات هنوز بعد بیست و اندی سال چشمانشان بی سو مانده است،

و آن حضرت بدان جا رسیده است که فریاد مورچگان را می شنود.

*به بهانه پخش فیلم "  دو چشم بی سو " ۱۳۶۲ از شبکه سه در امشب ۱۸/۱۲/۸۶  ساخته محسن مخملباف سازنده فیلم " فریاد مورچه ها " ۱۳۸۵ " .

+ نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386  توسط جواد خراساني  | 

رسول ما

مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّه ...ِ

كورى در اين سواد به خود ظنّ نور برد
ما مرد ظن نه‏ايم، شعور حضور برد
دركش جهالت است، جهولى كه مُدرِك است
اين قبض و بسط نيست، نى‏انبان مشرك است

اینها را ببینید: خرمشاهی، یثربی، ایازی، مجیدی



+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 اسفند1386  توسط جواد خراساني  | 

سفر به جهنم

طفل معصوم دیشب موقع خواب می پرسه:بابا کی می ریم جهنم؟ من که هنوز جهنمو ندیدم.

گفتم:دیر نشده بعدا" باهم می ریم!  

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 اسفند1386  توسط جواد خراساني  | 

ضدزن

توی تاکسی با صدای بلند می گفت: بنام خدای مردکش زن پرور.

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 اسفند1386  توسط جواد خراساني  | 

خود

می گفت: گاهی توی آیینه دنبال خودت بگرد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 اسفند1386  توسط جواد خراساني  |