تبليغاتX
چشم در تاريكي

چشم در تاريكي

بانکداری اسلامی

اون اوایل که ملت داغ بودند و می خواستند همه چیز،حتی فیزیک و زیست را اسلامی کنند. اقتصاد هم اسلامی شد ــ این یک مشت محکم بود به دهان جوجه چپی هایی که همه همّشون آبادی دنیای خلق بود،بالاخره مارکسیست بودند و آخرت را قبول نداشتند.بامزگی کار روزگار هم این شد که حاکمیت های قبل و بعد از انقلاب بیشترین قربانی را از همین چپ هایی که خدا و آخرت را قبول نداشتند، گرفت و کشت. ــ.

حالا چه جوری اقتصاد، اسلامی شد؟ قبل انقلاب، بانک وام می داد و بهره اش را می گرفت. بی هیچ سرخری!

و بعد از اسلامی شدن اقتصاد.اگر بخواهید وامی بگیرید.اول به آگهی روزنامه مراجعه می کنید،مبلغ وام را می گوئید،درصد کارچاق مسلمان را همان اول کار،قبل از گرفتن وام پرداخت می کنید.سپس بانک وام می دهد و بهره اش را می گیرد!

و این عمل اقتصادی که عبارت است از ربح مرکب مرکب، همان عمل اسلامی شدن اقتصاد است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 آبان1386  توسط جواد خراساني  | 

تیم های دو نفره

یک با یک، دو به دو می شوند برخی در اتاق هایشان را هم قفل می کنند. از پله ها پایین می روند ـ  سی تا پله ـ تا به حیاط برسند. یک نخ سیگار و لابه لایش مشتی نشخوارهای رفقای میانسال، و بعد  سی تا پله بالا آمدن و نشستن پشت میز کار.و این رفت و برگشت و باقی قضایا تا پنج، شش بار تکرار می شود. حسابش می شود ۵ نخ سیگار به علاوه ۳۰۰ پله.

حالا من مانده ام با این سکون سنگین روی صندلی و این دوستان سیگاری که روزی تا ۳۰۰ پله را برای کشیدن سیگار پایین و بالا می روند، تا کی عقربه های لعنتی، ساعت ۲:۱۰ را نشان دهد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 آبان1386  توسط جواد خراساني  | 

اختلاف افق

افق دیده پسر در ازدواج اول خود دختر است،بعد حواشی دختر.

و در دختر،اول حواشی پسر،بعد خود پسر.

----------------

توضیح غیرضروری:این انگاره مطلق نیست.گرچه نرخ ترشیدگی با نرخ عزوبت قابل مقایسه نیست. 

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 آبان1386  توسط جواد خراساني  | 

کوروش کبیر

حال مادرمان با مشتی آب که به صورتش پاشیده شده،کمی به جا آمده.دو سالی است که خشکسالی،کمی دست از سر این خاک خشک برداشته است.تا کی باز  جمعی از ما را دوباره به خاک سیاه بنشاند. ــ وای از بی برنامگی ــ

آتش جنگ هم بیست سالی است که زیر خاکستر مانده است.هنوز گاه گاهی استخوان های آبرومندانی برای برخی بی آبرویان،آبرو جمع می کند. البته صدای طبل ها از دور به گوش می رسند،کمی گوش بخوابانید تا نزدیکتر آیند. آن وقت است که القارعۀ مالقارعۀ ... ــ وای از فتنه گری ــ

فضولیم،همینطور بی خود در کار یکدیگر سرک می کشیم.از ما می پرسند، نمی خواهیم راستش را بگوئیم، دروغ می گوئیم. از آنها می پرسیم و آنها نیز ایضا" راستش را نمی گویند و دروغ می گویند. و این دوری است که همینطور بی وقفه دروغ می بافد، دروغ دروغ دروغ ــ و وای از دروغگویی ــ

و این سه گانه ایست،که این خاک اندوده آن است. و آن نیکمرد در آن زمان که پهنه ولایت و ولایتش از ساحل سند تا کرانه نیل را در بر می گرفت، از این عفریت های ثلاثه به اهورامزدا پناه می برد و دعایش در حق این ملک، رهایی از شر  دروغ، جنگ و خشکسالی بود.

کوروش دروغ نمی گفت.

+ نوشته شده در  شنبه 19 آبان1386  توسط جواد خراساني  | 

بنیادگرایی1

...در جاهلیت دین را مقیاس عدالت و حسن و قبح می دانستند.

... همه حقوق بر میگردد به تکامل، گفته ایم حقی به نام حق حیات وجود ندارد، آنچه وجود دارد حق تکامل است، رنج دادن حیوان از این جهت نارواست که ضد تکامل است و ذبح از آن جهت روا است که ضد تکامل نیست.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 آبان1386  توسط جواد خراساني  | 

بنیادگرایی

...عدالت در سلسله علل احکام است نه در سلسله معلولات،

نه اینست که آنچه دین گفت عدل است، بلکه آنچه عدل است دین می گوید.

این معنی مقیاس بودن عدالت است برای دین.

پس باید بحث کرد که آیا دین مقیاس عدالت است یا عدالت مقیاس دین.

مقدسی اقتضا می کند که بگوئیم دین مقیاس عدالت است،

اما حقیقت اینطور نیست.*

---------------------------

*از مرتضی مطهری ،مقدمه کتاب بررسی اجمالی مبانی اقتصاد اسلامی چاپ انتشارات حکمت.**

** این کتاب به سعی حضرت آیت اله مهدوی کنی از بازار نشر جمع آوری و خمیر شد.                                  

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 آبان1386  توسط جواد خراساني  | 

کلمه خدا

دوست، واژه است

واژه ای که از لب فرشته ها چکیده است

دوست، نامه است

نامه ای که از خدا رسیده است

نامه ی خدا همیشه خواندنی ست

توی دفتر فرشته ها واژه ی قشنگ دوست

ماندنی ست.

راستی، دلت چقدر

آرزوی واژه های تازه داشت

دوست گل ات رسید

واژه را کنار واژه کاشت

واژه ها کتاب شد

دوستت همان دعای توست

آخرش دعای تو

مستجاب شد.*

--------------------

*از عرفان نظر آهاری

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 آبان1386  توسط جواد خراساني  | 

کیستی؟

همه جا گل  

همه جا گند و گه هست.

بسته به انتخاب خودته،اینکه مگس نحل باشی یا مگس معمولی.

آسمان همیشه همین رنگیه.

+ نوشته شده در  شنبه 12 آبان1386  توسط جواد خراساني  | 

طراحانه

از نگاه یک طراح،در مقایسه بین طراحی بدن مرد و زن ـ ببخشید، زن و مرد ـ  خدا در طراحی بدن زنانه وقت بیشتری رو صرف کرده!

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 آبان1386  توسط جواد خراساني  | 

صلاحیت های لازم

   ... البته حضرات چندان هم بی سواد نیستند.همزمان با اشتغالات سطح بالا در حد وزارت،وکالت و مدیریت، فوق لیسانس و دکترا می گیرند و احیانا" عضو هیئت علمی دانشگاه هم می شوند.

و باز البته مستحضرید که شان و منزلت محیط علمی بالاتر از آن است که برایش سیفون تدارک ببینند. 

+ نوشته شده در  جمعه 4 آبان1386  توسط جواد خراساني  | 

علاوه بر صلاحیت های لازم

با عرض معذرت،مسئله این نیست که اکثر حضرات در حوزه اختیاراتشان بی سواد و بی عرضه اند،و همه امور را به گند کشیده اند.مسئله این است که بعد از اتمام کارشان سیفون را نمی کشند.

الغرض،بر صورت استیل سیفون بی گناهی، با خطی جلی نوشته شده بود:

خواهی که نبینند حریفان، هنرت را

برخیز و بکش سیفون بالای سرت را

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 آبان1386  توسط جواد خراساني  |