چ
ا
ی
ب
ا خ
ط د
ع ا
م
آن سماور جوش است / پس چرا می گفتی /
دیگر این خاموش است؟/ باز لبخند بزن/
قوری قلبت را / زودتر بند بزن / توی
آن/ مهربانی دم کن / بعد بگذار
که آرام آرام / چای تو دم
بکشد / شعله اش را کم
کن /دست هایت: سینی نقره
ی نور/ اشک هایم: استکان های
بلور/ کاش استکان هایم را / توی
سینی خودت می چیدی / کاشکی مرا
می دیدی/ خنده هایت قند است/ چای هم آماده است/ چای با طعم خدا بوی
آن پیچیده/ از دلت تا همه جا/ پاشو مهمان عزیز توی فنجان دلم/
------------------------------- چایی داغ بریز ----------------------------------------------------------- لز عرفان نظر آهاری --------------------------
+ نوشته شده در پنجشنبه 19 مهر1386  توسط جواد خراساني
|
با توام ،با تو ،خدا
یک کمی معجزه کن
چند تا دوست برایم بفرست
پاکتی از کلمه
جعبه ای از لبخند
نامه ای هم بفرست.
کوچه های دل من
باز خلوت شده است
قبل از این که برسم
دوستی را بردند
یک نفر گفت به من
دوست قسمت شده است.
با توام ، با تو خدا
یک دل قلابی
یک دل خیلی بد
چقدر می ارزد؟
من که هر جا رفتم
جار زدم:
شده این قلب حراج
بدوید
یک دل مجانی
قیمتش یک لبخند
به همین ارزانی.
هیچ وقت اما
هیچ کس قلب مرا قرض نکرد
هیچ کس دل نخرید.
با توام ،با تو ،خدا
پس بیا، این دل من ،مال خودت
من که دیگر رفتم اما
ببر این دل را
دنبال خودت.*
-------------
* چای باطعم خدا، عرفان نظر آهاری
+ نوشته شده در پنجشنبه 19 مهر1386  توسط جواد خراساني
|
می گفت: به یادم ندارم که افطار اول وقتم به تاخیر افتاده یا قضا شده باشد،ال الله اکبر را گفته نگفته،روزه را باز کرده ام. اما در خاطرم نیست آخرین باری که وضو گرفتم و منتظر اذان و نماز اول وقت شدم ، کی و کجا بود. یا حضرت رمضان!
+ نوشته شده در پنجشنبه 19 مهر1386  توسط جواد خراساني
|
..........................
..........................
خلاصه اینکه در طبیعت قرن بیست و یک،دو نوع انسان بیشتر نمانده است:
۱ـ نوع اول: سرگین غلطانی که در حین غلطاندن روزیش،با شنیدن صدای زنگ موبایل شانه اش را حمایل سنگینی سرگینش می کند. نفسی چاق می کند و با بجا آوردن صدای رفیق قدیمی احتمالا" سیگاری می گیراند و کمی درد دل نشخوار می کند.
۲ـ نوع دوم:همین موجودات دوپایی که در خیابان ها وول می خورند و با شنیدن زنگ تلفن و با بجا آوردن صدای آشنای آن طرف خط می گویند ده دقیقه بعد زنگ بزن،الان کار دارم.
+ نوشته شده در جمعه 13 مهر1386  توسط جواد خراساني
|