تبليغاتX
چشم در تاريكي

چشم در تاريكي

سحر دوشینه

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادندبیخود از شعشعه پرتو ذاتم کردندچه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبیبعد از این روی من و آینه وصف جمالمن اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجبهاتف آن روز به من مژده این دولت داداین همه شهد و شکر کز سخنم می​ریزدهمت حافظ و انفاس سحرخیزان بود واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادندباده از جام تجلی صفاتم دادندآن شب قدر که این تازه براتم دادندکه در آن جا خبر از جلوه ذاتم دادندمستحق بودم و این​ها به زکاتم دادندکه بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادنداجر صبریست کز آن شاخ نباتم دادندکه ز بند غم ایام نجاتم دادند
+ نوشته شده در  جمعه 24 تیر1384  توسط جواد خراساني  | 

پیشوایان

و می خواهيم بر آنان که در زمين به استضعاف کشيده شده اند،منت گذارده.و آنان را پيشوايان و وارثان زمين قرار دهيم.
                                                                                           قصص،آيه۵

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 تیر1384  توسط جواد خراساني  | 

یاران خراسانی

             هرچند "امین" بسته ی دنیا نیم اما                  دلبسته ی یاران خراسانی خویشم

این بیت مقطع غزلی از حضرت رهبر است.نمی دانم چرا مدتی است این "یاران خراسانی"، ذهنم را مشغول کرده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 تیر1384  توسط جواد خراساني  |