غروب
بیهوده گویی،
گوشهای رایگان،
گذشت زمان،
خورشید، سالهاست اینجا غروب کرده است.
بیهوده گویی،
گوشهای رایگان،
گذشت زمان،
خورشید، سالهاست اینجا غروب کرده است.
همینطور و به همین سادگی، می گذریم بی فکر و بی تامل، چرا؟ نمی دانم.شاید می گوئیم : من هستم، من می دانم، نظر من چنین است ،بازی می کنیم وفراموش می کنیم و ...می آئیم و می رویم و فقط بازی می کنیم، حتی با کلمات.غافل از آنکه والاتر و برتر از کلمات چیزی نیست.آنچه نشان و یادی ــبهر شکل و فرم زبانی و ادبی ــ از مبداء و مقصد ــ خودآگاهی ــ نداشته باشد، باری خواهد شد که جز سنگینی برای روح صاحبش،خیری نخواهد داشت.
بگذریم، چند سال پیش جایی خواندم، در یکی ازاین کشورهای متمدن غربی ـ کجاش یادم نیست ـ کشاورزی حین شخم زدن مزرعه اش، سنگ بزرگی پیدامی کند. به زحمت از زمین بیرون می کشدش و می بیند که رویش چیزهایی نوشته شده.خوشحال که چیز مهمی یافته است، مقامات را در جریان می گذارد که بیاید و ببینید و بخوانید ،شاید رازیی از سرزمینمان کشف شود. بیچاره باستان شناسها مدتها وقت میگذارند تا راز نوشته باستانی را بگشایند. تا اینکه یکیشان بطور کاملا" اتفاقی سر آن خطوط کج ومعوج را می یابد که : امروز هم زیاده روی کردم،پیمان شکستم و پاتیل شدم. خدای من مرا ببخش. ــ عمر نوشته راهم کمتر از ۲۰۰ سال تخمین زدند ــ .
خوشی می گوید: ولش کن. خسته ای. راحت باش. به تو چه.
خوبی می گوید: بلند شو، احترام کن. ناتوان است.
۱ـ می نشینی و اعتناء نمی کنی. اما هنوز درگیری.
۲ـ همین که بلند میشوی، راحت می شوی، و کسی که نمی بینیش به تو تبریک می گوید.
آنکه هبوط کرده و مسافر نیست، انگیزه ای برای خوبی نمی شناسد. او در تمنای خوشی و آسایش است. راه نمی خواهد و صراطی نمی جوید.اما آنکه خود را مهمان خاک می داند و مسافر . ناچار در پی صراط است .این راه از پیش ساخته و مهیا نیست، هر کس، صراط خویش را می جوید و می سازد. ...و صراط مستقیم، راهی است که خوبی ها،چاله های خوشی آنرا پر و هموار کرده باشد.
ـــ لن تنالواالبر حتی تنفقوا مما تحبون ـــ هرگز به خوبی ها نخواهید رسید ،مگر از خوشی ها بگذرید.
آل عمران ـ آیه ۹۲
علمای ربانی شیعه (نه عمامه داران بی سواد و دنیاطلب) نوشته اند:
۱ـ ولایت و حکومت علی، به تصریح آیات الهی بوده است. ـ انتصاب الهی ـ
۲ـپیامبردر غدیر خم از مردم برای ولایت علی بیعت گرفت.ـ انتخاب مردمی ـ
...زمان گذشت و پیامبردرگذشت.مردم به واسطه دنیا خواهی اکثریت جامعه از
بیعت با علی و پذیرش حکومت وی سرباز زدند، و دیگری رابه حکومت برگزیدند.
علی با وجود تمامی تاییدات الهی و مردمی،فقط و فقط برای حفظ دین خدا
از حق حکومت خویش چشم پوشید و ۲۵ سال حکومت از او دور ماند.
... حال از خود بپرسیم،
آیا حاکمیت فعلی جامعه شیعی ـ که نه موید به انتصاب الهی است، و نه
انتخاب مردمی ـ پس از ۲۵ سال حکومت مطلق،با تمامی صدمات و لطماتی
که به دین و دنیای مردم زده و در همان حال حکومت خود را تنها حاکمیت
شیعی و به نیابت امام غائب خوانده، حاضر است به پیروی علی ع فقط و
فقط برای حفظ دین خدا از حکومت خویش چشم پوشی کند ؟
چشمه ایی جاریست. عبودیت از پی عقل، عمل که ثمره علم است، عزم که از سوز عطش
برمیخیزد، و علی که از عهد الست تا عصر کوثر ساقی چشمه هاست.
بر پیکر عریان حقیقت روز دهم ،غبار تازه می پاشند.شورشیان، خسته از شورگستری یاد فاجعه ،به خانه
بازگشته، سکوت و سیاهی دیگربار بر همه جا ....
اکنون تو را مجالی است،تاریکی را دریاب ،و در جستجوی آن چشمه پنهان در پس غبار، باش.
در تاریکزاری که حتی، کورسویی از نور مردان حماسه و آفتاب ،بر پهنه حیاتش نمانده است، غبار از پیش
چشم بازگیر و از میان سیاهی کلمات برجامانده در خاک و خون،تکه های نور را بازیاب.
انواری از حسین ع :
۱ـاز روی سبکسری و گردنکشی،و نیز برای ایجادفساد و ستمگری دست به این قیام نزدم، بلکه برای اصلاح اوضاع امت جدم قیام کردم،و میخواهم(( امربه معروف و نهی از منکر))کنم،و به روش جدم وپدرم علی بن ابیطالب ع عمل کنم...
۲ـامر به معروف و نهی از منکر دعوت به اسلام است،همراه باجلوگیری از ظلم و مبارزه با ظالم...و گردآوری زکات و رساندن آن به دست نیازمندان...(و احقاق حقوق محرومان).
۳ـ...به خدای جان آفرین سوگند ،تنها و تنها کسی میتواند امام و حاکم مسلمانان باشد،که متدین به دین حق باشد،و جلو همه هواهای نفس خویش را گرفته باشد...
۴ـاین حاکمیت ،عدالت را در میان شما اجرا نکرده است...دور باد رحمت خدا از طاغوت های امت،...
۵ـ انا لله و انا الیه راجعون،بر اسلام سلام، که فاتحه آن خوانده است،زیرا که بر امت مسلمان کسی همچون یزید حکومت می کند...
۶ـ هر کس حاضر است در راه این قیام مقدس خون خویش را نثارکند،و آماده ملاقات با خداست،با ما حرکت کند...
۷ـ...من مرگ را چیزی جز خوشبختی،و زندگی با ستمگران را چیزی جز مایه دلتنگی نمی بینم...
سلام خدا بر حسین ع.