تبليغاتX
چشم در تاريكي

چشم در تاريكي

عیون

چشم دوختن به تاريكي وقتي در محاصره اش افتاده باشي چشمه هايي را نشانت خواهد داد،

چشمه هايي كه جز در تاريكي چشمگير نخواهندبود.  عقل در تاريكي جنون، علم در تاريكي جهل،

 عدل در تاريكي ظلم ،عشق در تاريكي خودو علي در تاريكي هر تاريكي...

و لذت جرعه نوشي ازين چشمه هاست كه غلبه تاريكي را حكيمانه خواهد نمود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 بهمن1383  توسط جواد خراساني  | 

لحظه

براي دوست برگزيده ام:

بر همه، چشم بستم و بر تو گشودم

تو میوهء کدامین لحظهء نابی .

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 بهمن1383  توسط جواد خراساني  | 

سلام بر خون خدا

  و این خون خداست که هربامداد وشامگاه چهره افق را گلگون میکند و یاد حماسه و

 آفتاب را در جانهای روشنی جویان زنده نگاه می دارد.

در بیداد روزمرگی و استیلاء تزویر و ریا و مصادره هر آنچه از آفتاب باقی مانده است

به دست خیانت پیشگان عافیت جو و رجاله های دین فروش رجوع به اصول و یادگاران

اعصار و قرون درمیان مواریث اسلام ناب ،چراغ راهی در دل تاریکی نفاق و سیاه افکنی

تواندبود. انشاءاله

امام حسین ع: ـدر سرکوبی علمایی که دردهای مردم زیر فشار آنان را بر نمی انگیزد

و در مقابل ستم ستمگران خاموش می نشینند، و برای بر پاداری قسط قیام نمیکنند

و در عمل،به صف محرومان وتحقیرشدگان،(برای نجات آنان) نمی پیوندند ، می فرماید:...

حق ضعیفان را شما ضایع کردید...کوران و زمینگیران را در شهرها

به حال خود واگذاشته اند وشما به آنان رحم نمی کنید!...

شما به ستمگران(با نزدیک شدن به آنان،یا سکوت در برابر ایشان)

اجازه دادید تا از موقعیت شما در جامعه سوءاستفاده کنند...تا

جایی که مردم را برده خویش ساختند، و قدرت هر گونه دفاعی را

از آنان سلب کردند...

                                بحارالانوار/ج۴۴/ص۳۲۶

سلام بر خون خدا

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 بهمن1383  توسط جواد خراساني  | 

چشمه نخست:عقل

تصوير جنين داخل رحم را بااندامهاي گوناگون -چشم،گوش،دست،پا و...-بارها ديده ايم،

آيا هيچ فكر كرده ايم او كه تمام نيازهايش با يك رشته از راه ناف پاسخ مي گيرد چه نيازي به اين اندامها

 دارد؟

...امتداد حيات انسان تا كجاست؟

آيا مرگ پايان آدمي است؟يا انسان راههايي تا آنسوي مرگ پيش روي خواهد داشت.

اگر اين راهها در پيش است آيا انسان دست خالي و بي توشه راهي شده است؟

او كه جنين را با آن كيفيت خلق...مهربانتر از اينهاست كه چيزي بخواهد و در ما توان پاسخش را نديده

باشد.پس چيزهايي براي اين سفر محتمل در كيسه وجود ما گذاشته است.

و يكي از اين چيزها عقل است.

به جز علت يافتگان دستگاه مغزي وجنون زدگان همه خود را صاحب كاملترين عقلها ميدانند-پس حداقل

مي توان گفت: عقلي هست.

آنچه مهم است داشتن عقل نيست،بكار گيري آنست كه رشد وتعالي به بار مي آورد.

...و رفتار عقلاني يعني تنظيم و هماهنگ كردن روابط سه گانه انسان با خدا،خود و ديگر مخلوقات، با اين

ديدگاه كه مرگ پايان راه نيست.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 بهمن1383  توسط جواد خراساني  |