از آنجائی که ما ملت مرده پرستی هستیم، بیایید حالا که خدا مرده است مثل دیگر مردگان با او رفتار کنیم. حداقل کمی خدای مرده را پرستش کنیم.
با یاد خدا، قسمتی از راپورت(پیش گویی) یکی از رابطین فعال حضرتش را در خصوص برخی از وقایع اخیر به اطلاع می رسانم. چون شناخت کافی از این رابط ندارم، او را با نام مستعار معرفی می کنم، من این اخبار را در سال های ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷ خوانده ام:
از شیخ نوسترادام ولی است که در آستانه ظهور، که زمان ظهور را خدا می داند. در جایی چنین خواهد شد:
-
یورش اراذل:
فرض کنید در آن شرایط ناگهان "گنده لاتی" تصمیم می گیرد که کل پایتخت در اختیار و ریاست و نفوذ او باشد. از طرفی با کم حوصلگی و عطش سیری ناپذیر ثروت و قدرت، ناگهان دستور هجوم سراسری به جان و مال و ناموس مردم را بدهد؛ چه خواهدشد؟ در آن شرایط مردم به شدت می ترسند و همه امیدشان نیروهای امنیتی است. اما اگر نیروهای امنیتی خود، قبل از این یورش، در مقابل اراذل و فواحش وانهاده و از خود بیگانه باشند چه خواهدشد؟
-
خدامداران امید مردم:
وقتی از نیروهای امنیتی و ارتشیان کاری برنیاید، مردم جز خدا پناهی ندارند و لذا متوجه "خدامداران" می شوند. در آن روزگار مردان خدامدار، با توکل به خدا و با ذکر "الله لا اله الا هو الحی القیوم" و زنان خدامدار با ذکر "یا رب الارباب" نترس و شجاعانه، در میان مردم و شهر تردد خواهند نمود. اراذل؛ با توجه به این مسائل، خدامداران را مانع کار خود دیده و تصمیم می گیرند آنها را درهم کوبند. اما دست خدا از آستین نیروهایی از متن مردم در می آید و همه آنها را البته با تحمل خسارات سنگین در هم می کوبند.
-
درگیری بین جناح چپ و راست:
حالا درگیری بین جناح چپ و راست است، که در هر کشوری هم هست. فرض کنید که این دو نیرو اختلافات دیرینه بر سر قدرت داشته باشند و فرض کنید راه و روش خدمت بیشترشان، برای جلب آرای مردم به تخریب و تنش و بدگویی و تهمت علیه یکدیگر بدل شده باشد. مسلما" این اتفاق، مردم جامعه را به دو قسمت تقسیم خواهد کرد. عده ای به دفاع از جناح چپ و عده ای به دفاع از جناح راست، به جان هم می افتند. یعنی ملت دو دسته می شوند. دعوا خانگی است، فقط با چوب و چماق است. کسی کشته نمی شود، اما افرادی با سر و کله خونین در خیابان ها دیده می شوند.
-
رفراندم بزرگ:
در این شرایط همه احزاب و گروه ها نظرات خود را برای آرامش و یا اغراض دیگر، اعلام می کنند. از طرفی بزرگان آن مملکت می فرمایند که برای جلوگیری از تفرقه بهتر است رفراندمی باشد تا پایه های حاکمیت ملی از نو محکم شود.
-
پیروزی خدامداران در انتخابات:
در آن رفراندم بزرگ، مردم خسته از هر دو جناح چپ و راست، به خدامداران رای می دهند تا هم به دین خود لبیک مجدد گفته باشند و هم دو جناح بی برنامه برای توسعه و عدالت را رسوب داده باشند. به خصوص که خدامداران مواضع خود را اعلام و در درگیری مردم با اراذل، تکیه گاه روانی مردم بوده، و اراذل خطر آنها را یافته و قصد یورش به آنها را داشته اند.
از طرفی مشیت این است و هنوز تغییر آن گزارش نشده است. خدامداران، حاکم شده و رهبر آن با انتخاب وزرا، مملکت را به سرعت سامان می بخشد. روش او چنین است که اگر کارمند جزئی در هر گوشه ای از آن مملکت، مثلا" روستای دوری خطایی یا کم کاری نماید، وزیر مربوطه در پایتخت استیضاح شده و برکنار می گردد. چنین روشی از آن کشور کشوری منظم و پویا و قدرتمند می سازد و زمینه برقراری نظم سیاسی و اقتصادی و اجتماعی را فراهم می کند.
می دانیم که حضرت علی حتی میهمانی های فرمانداران را زیر نظر داشت و با وجود سه جنگ با ناکثین و قاسطین و مارقین اما، امپراطوری عظیم او، در آرامش بوده و انسانی گرسنه در دنیای او گزارش نشد. عدالتی را به نمایش گذاشت که دشمنان او هم به این حقیقت اذعان داشتند.چالش مردمان آنگاه، فقط با شیطان است و نه با هیچ کس و گروه و کشوری. در سطح جهان مرزها موضوعیت خود را از دست می دهند. چه! فقط یک مرز قابل تامل است و آن مرز بین عشق و عناد به خدا است؛ و این وضع، ناخوشایند طبقه عقار است.
آمریکا و انگلیس از ظهور خدامداران حیرت کرده و می گویند: این دیگر چه حادثه ایست؟ و برای مقابله با خدامداران به فکر استفاده از احساسات دینی مردم جهان، به خصوص مردم عراق می افتند.
+ نوشته شده در شنبه 6 تیر1388  توسط جواد خراساني
|
این روزها عاقل تر شده ام، جایی نبوده ام که باتوم یا چیز دیگری به سر و تنم بخورد.
این شب ها فقط، این علی سنتوری است که با مضراب های سنتورش، این کلمات را با صدای داغ محسن چاوشی به عمق روح و جانم می کوبد و ...
...
هیشکی نمی دونه چه حالی دارم
چه دنیای رو به زوالی دارم
مجنونم و دلزده از لیلیا
خیلی دلم گرفته از خیلیا
نمونده از جوونیام نشونی
پیر شدم، پیر تو ای جوونی
...
+ نوشته شده در پنجشنبه 4 تیر1388  توسط جواد خراساني
|
امروز ۲۹ خرداد ۸۸ پس از یک هفته کشمکش بر سر اینکه آیا حضرت پروردگار مرده است یا نه؟ به طور رسمی اعلام شد حضرت پروردگار به ملکوت اعلی پیوسته است. ظهر امروز با حضور خیل عظیم مومنین و به امامت رهبر معظم نماز میت بر پیکر حضرت پروردگار اقامه گردید. پس از نماز، حسب وصیت، جنازه برای دفن به روستای زادگاه ایشان منتقل گردید.
+ نوشته شده در جمعه 29 خرداد1388  توسط جواد خراساني
|
خدای من، همان "اعتقاد ساده ام" که مدتی در کما بود؛در روز شنبه ۲۳ خرداد ۸۸ واقعا" و حقیقتا" مُرد.با اجازه حضرت لورکا،و به یاد دوست عزیزم "اعتقاد ساده" که اکنون مرده است، مرثیه اش را تقدیم دوستان می کنم.
در ساعت پنج عصر.
درست ساعت پنج عصر بود.
پسری پارچهی سفید را آورد
در ساعت پنج عصر
سبدی آهک، از پیش آماده
در ساعت پنج عصر
باقی همه مرگ بود و تنها مرگ
در ساعت پنج عصر
باد با خود برد تکههای پنبه را هر سوی
در ساعت پنج عصر
و زنگار، بذر ِ نیکل و بذر ِ بلور افشاند
در ساعت پنج عصر.
اینک ستیز ِ یوز و کبوتر
در ساعت پنج عصر.
رانی با شاخی مصیبتبار
در ساعت پنج عصر.
ناقوسهای دود و زرنیخ
در ساعت پنج عصر.
کرنای سوگ و نوحه را آغاز کردند
در ساعت پنج عصر.
در هر کنار کوچه، دستههای خاموشی
در ساعت پنج عصر.
و گاو نر، تنها دل ِ برپای مانده
در ساعت پنج عصر.
چون برف خوی کرد و عرق بر تن نشستش
در ساعت پنج عصر.
چون یُد فروپوشید یکسر سطح میدان را
در ساعت پنج عصر.
مرگ در زخمهای گرم بیضه کرد
در ساعت پنج عصر
بیهیچ بیش و کم در ساعت پنج عصر.
تابوت چرخداری ست در حکم بسترش
در ساعت پنج عصر.
نیها و استخوانها در گوشش مینوازند
در ساعت پنج عصر.
تازه گاو ِ نر به سویش نعره برمیداشت
در ساعت پنج عصر.
که اتاق از احتضار مرگ چون رنگین کمانی بود
در ساعت پنج عصر.
قانقرایا میرسید از دور
در ساعت پنج عصر.
بوق ِ زنبق در کشالهی سبز ِ ران
در ساعت پنج عصر.
زخمها میسوخت چون خورشید
در ساعت پنج عصر.
و در هم خرد کرد انبوهی ِ مردم دریچهها و درها را
در ساعت پنج عصر.
در ساعت پنج عصر.
آی، چه موحش پنج عصری بود!
ساعت پنج بود بر تمامی ساعتها!
ساعت پنج بود در تاریکی شامگاه!
+ نوشته شده در یکشنبه 24 خرداد1388  توسط جواد خراساني
|
کتاب حاضر، با عنوان " از مدرسه معارف تا انجمن حجتیه و مکتب تفکیک " که مستند به منابع دست اول نظریه تفکیک، به ویژه تقریرات مرحوم شیخ محمود تولایی (حلبی){ از بنیانگذاران انجمن حجتیه } از درس های استاد خود میرزا مهدی اصفهانی می باشد، کوشیده است تا از جنبه های گوناگون معرفت شناسی، هستی شناسی، خداشناسی، معرفت نفس و معادشناسی آن را توصیف، تحلیل و نقد و بررسی کند. همین جا باید بگوییم که نقش مرحوم حلبی در ترویج نظریه تفکیک و تقریر درس های استادش بسیار چشم گیر است، اما شگفت است که استاد محمدرضا حکیمی، در کتاب مکتب تفکیک از همه تفکیکیان نام می برد، اما از نام و نقش مرحوم حلبی، که شاگرد پر تلاش میرزای اصفهانی بود، اسمی به میان نمی آورد{ استاد محمدرضا حکیمی در کتاب مکتب تفکیک از ایشان ذیل اسامی شاگردان مرحوم میرزا مهدی اصفهانی، یاد می کند}.
با توجه به این که به نظر می رسد علاقه مندان این تفکر افرادی متعبد به باورهای خود و بر پایه گرایش فکری خود، رفتارهای اجتماعی و سیاسی خود را سامان می دهند و اگر نقدی بر آن رفتارها باشد ریشه در این تفکر دارد؛ لذا ضرورت دارد در اثری دیگر به این موضوع نیز پرداخته شود تا زمینه بهره گیری بیشتر نظام اسلامی از مجموعه افرادی علاقه مند به فرهنگ اهل بیت "ع" و پر تلاش فراهم شود. به طور مثال اگر فردی _ اعم از طرفداران این تفکر یا خارج از آن _ اعتقاد داشته باشد که هر پرچمی پیش از قیام حضرت حجت "عج" طاغوت است، نمی توان از او انتظار همراهی با نظام اسلامی را داشت. اگر فردی کسانی را که اصول اعتقادی خاصی دارند، کافر بداند و یا ... نمی توان از او انتظار علاقه مندی به صاحبان این تفکر را داشت. به نظر می رسد نوع تعامل معتقدین به گرایش فکری تفکیک در حوزه مشهد، با انقلابی که رهبر آن یک فیلسوف، عارف و ... است تا حدودی قابل درک و مربوط به همین موضوع باشد و احیانا" در مواردی فقط همراهی هایی مقطعی و محتاطانه را باید شاهد بود.
استاد محمدرضا حکیمی، پیش از انقلاب، مجموعه آثار ارزشمندی را سامان داد که ششمین اثر مجموعه را به «مکتب تفکیک» اختصاص داده بود. اما در آن زمان به این وعده وفا نکرد{ایشان خلف وعده نکرد، ایشان وعده داد در زمان مناسب این اثر را منتشر خواهد کرد، این توهم از این جاست که نویسنده گمان برده که الزاما" جلد ششم بعد از جلد پنجم مجموعه آثار استاد باید چاپ شود، در صورتی که الزامی برای این موضوع وجود ندارد. مثلا" جلد چهارم اصول فلسفه و روش رئالیسم با توضیحات مرحوم مطهری در زمان حیات ایشان علیرغم چاپ جلد پنجم هیچگاه به چاپ نرسید} و علی رغم انتشار آثار بعدی در اوایل دهه 60 جای آن همچنان خالی بود. تا این که پس از مدتی اثر دیگری را با عنوان «هویت صنفی روحانی» و در موضوعی دیگر جایگزین آن کرد. با سئوال از علت آن ایشان اظهار داشته بود: اگر این اثر (مکتب تفکیک) منتشر شود دو احتمال در بازتاب آن قابل تصور است، یا موثر می افتد، که این جانب نمی خواهم اثری ضد افکار اعتقادی امام خمینی منتشر کنم؛ و یا این اثر از تاثیر مورد انتظار باز می ماند که نمی خواهم اثری منتشر کنم و باعث تخطئه افکار استاد خود (مرحوم قزوینی) باشم.
این مسئله نشان از کشمکش درونی از میان باورهای فکری مورد پذیرش ایشان از یک طرف و رفتارهای اجتماعی و سیاسی وی از طرف دیگر دارد. تا این که ظاهرا" بر اثر استمرار این جدال فکری و یا تاثیر عوامل دیگر، در نهایت در سال های پایانی دهه 60 ، این مسئله به نفع باورهای فکری ایشان حل شد؛ بدین صورت که ابتدا در مجله «کیهان فرهنگی»، طرحنامه خود را از نظریه تفکیک نگاشت و سپس کتاب مکتب تفکیک را منتشر کرد. ایشان در اقدامی دیگر، همه نوشته های اوایل انقلاب خود را که تمایلی به نهضت اسلامی و امام خمینی بود، متوقف نمود و در چاپ های بعدی به جای این اثر{منظور کتاب "تفسیر آفتاب" است، کتابی در تجلیل از انقلاب سال 57 و رهبری حضرت خمینی، این کتاب در اسفند 57 نوشته و تا سال 60 در تیراژ وسیع منتشر شد. از سال 60 به بعد استاد با چاپ مجدد این کتاب مخالفت کرده است، همچنین ایشان از اواسط دهه 60 اجازه چاپ مجدد کتاب «هویت صنفی روحانی» را نداده است} کتاب دیگری را با شماره 12 منتشر کرد(پیشگفتار ناشر" بوستان کتاب قم" بر کتاب "از مدرسه معارف تا انجمن حجتیه و مکتب تفکیک"،صفحات 16و 17).
نویسنده این کتاب قبلا" در کتابی دیگر با حجم قابل توجه 600، 700 صفحه، به نقد مکتب تفکیک پرداخته بود، گویا آن کتاب چیز قابل توجه ای نداشته، یا با اقبالی مواجه نشده است( شخصا" در کتابفروشی ها نسخ فراوان چاپ اول (سال 77) آن را دیده ام که تاکنون یعنی بهار 88 در قفسه ها خاک می خورد. ناشر هم سازمان تبلیغات اسلامی است)؛ اکنون نویسنده با رویکردی دیگر برای کوبیدن مکتب تفکیک که موضوعی فلسفی و معارفی است از طریق مباحث سیاسی وارد شده است، و سعی دارد نشان دهد تفکیکیان یا ضد انقلاب هستند و یا قبلا" کمی انقلابی بوده اند و اکنون ضد انقلاب هستند.خوب است برادران انقلابی سال 87 و 88 کمی مطالعه کنند تا بفهمند انقلاب و مجاهد مسلمان شیعی انقلابی چیست و کیست؟؛ لازم نیست راه دوری بروید، از مجموعه آثار محمدرضا حکیمی کافی است فقط کتاب کم حجم و کوچک "گزارش الحیات" را ملاحظه نمایید.
+ نوشته شده در جمعه 22 خرداد1388  توسط جواد خراساني
|
یادتان هست یک، دو روز مانده به انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ روزنامه شرق در سالگرد فوت حضرت خمینی، چندبرگ از خاطرات رفسنجانی مربوط به ایام بیماری و بیمارستان حضرت خمینی را در خرداد سال ۶۸ چاپ کرد. در آن خاطرات که احتمالا" پیام مهمی برای آقای خامنه ای داشت؛ رفسنجانی نوشته بود: "در بیمارستان حضرت امام دست مرا گرفتند و در دست آقای خامنه ای قرار دادند و گفتند: تا وقتی شما دو نفر با هم باشید این نظام باقی خواهد ماند."
و حالا؛ مطمئنا" این آغاز فصلی نو در تاریخ این کشور است.
بسمالله الرحمن الرحيم
مقام معظم رهبري آيتالله خامنهاي زيده عزّه
متأسفانه اظهارات عاري از حقيقت و غيرمسئولانه آقاي احمدينژاد در جريان مناظره با مهندس موسوي و مقدمهچينيهاي قبل و حوادث بعد از آن، خاطرات تلخ اظهارات و اقدامات منافقان و گروهكهاي ضدانقلاب در سالهاي اول بعد از پيروزي انقلاب و نيز تهمتزدنها در انتخابات 84 و انتخابات مجلس ششم ولجنپراكنيهاي باند پاليزدار كه در دادگاه محكوم شده را به نمايش گذاشت و از آنجا كه بخشي از اين اظهارات قبلاً در رسانههاي دولتي و آتش تهيه آن در سخنراني مشهد مقدس مطرح شده، ادعاي اينكه مطالب او تحت تأثير فضاي مناظره گفته شده و فاقد برنامهريزي قبلي است، پذيرفتني نيست و گويا براي تحتالشعاع قراردادن گزارشهاي مستند و مكرر ديوان محاسبات در خصوص مفقودالاثر بودن يك ميليارد دلار و ارتكاب چند هزار تخلّف در اجراي بودجهها ميباشد و شايد هم رقيب اصلي خود را افتخارات ربع قرن انقلاب اسلامي ميداند.
دهها ميليون نفر در داخل و خارج ناظر دروغپردازيها و خلافگوييهايي بودند كه برخلاف شرع و قانون و اخلاق و انصاف، افتخارات نظام اسلاميمان را نشانه گرفته بود.
زير سئوال بردن تصميمات بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران و تلاشهاي امام راحل و مردم مسلمان و متعهد و روحانيت عظيمالقدر كه در نيم قرن گذشته با مجاهدتهاي خويش توانستند بناي باشكوه نظام اسلامي را ايجاد و مستقر و بالنده كنند، از اين بدتر نميشد. دوران مشعشعي كه خود شما پشت سر امام(ره) در قامت مجاهد پيشتاز، رئيسجمهور و نهايتاً رهبري نظام نقش و مسئوليتهاي ممتازي بعهده داشتهايد..
نقطه قابل توجه دراين تهمتها اين است كه غيرمستقيم، مقام ولايت در زمان رهبري امام راحل و جنابعالي كه هادي دولتها بودهايد و با اظهارات صريح، مديريتها را مورد تأييد و تحسين قراردادهايد، نشانه گرفته است.
* * *
بعد از جريان شوم 14 اسفندماه 1359 با ارشاد امام و بنيانگذار جمهوري اسلامي، شهيد مظلوم دكتر بهشتي و جنابعالي و اينجانب كه در شعارهاي مردمي به عنوان «سه ياور خميني» شناخته شده بوديم، با همراهي نيروهاي انقلابي و بخصوص نمايندگان متعهد مجلس اول و حزب جمهوري اسلامي توانستيم در جهت زدودن غبارهاي ابهامات و سمپاشيها اقدامات مؤثري انجام دهيم و امام راحل درد آشنا با تشكيل گروه حقيقتياب و داور، بخشي از حقايق را آشكار كردند. نتايج آن، آگاهي بيشتر مردم و رسوايي فتنهگران و در نهايت نجات كشور از خطري بود كه دشمنان استكباري و ضد انقلاب طراحي كرده بودند.
البته اينجانب قصد ندارم كه دولت موجود را مثل دولت بنيصدر معرفي كنم و يا سرنوشتي شبيه آن دولت را براي اين دولت بخواهم، بلكه مقصود اين است كه بايد مانع گرفتار شدن كشور به سرنوشت آن روزگار شد.
* * *
اينجانب براي پرهيز از آلودهشدن فضاي سياسي كشور در آستانه انتخابات به تشنجات بيشتر، از عكسالعمل فوري كه مورد انتظار ملت است، خودداري كردم.
در مراسم بزرگداشت سالگرد امام(ره) به آقاي احمدينژاد گفتم كه در اظهارات او خلافگوييهاي فراواني وجود داشته و ادعاي كذب تماس تلفني من با يكي از سران عرب و ادعاي كارگرداني مبارزات انتخاباتي رقبا و اتهامات ناروا به جمعي از بزرگان نظام، از جمله جناب آقاي ناطق نوري و فرزندان من و بدتر از همه زيرسئوال بردن اقدامات امام راحل را يادآوري و پيشنهاد كردم با صراحت اتهامهاي نادرست را پس بگيرد كه نيازي به اقدامات قانوني افراد و خانوادههايي كه ناجوانمردانه و مظلومانه هدف تيرهاي ناسزاگويي قرار گرفتهاند، نباشد.
از صدا و سيما هم خواسته شد كه فرصتي در اختيار طرفهاي ذيحق براساس مقررات سازمان قرار دهد كه از خود دفاع نمايند. گرچه در گذشته به بخشي از اين اتهامات پاسخ داده شده و رئيس قوه قضاييه وقت جناب آقاي يزدي در پايان كار رياست جمهوري اينجانب، در عمل به اصل 142 قانون اساسي رسماً اعلام پاكي و منزّه بودن خانواده رئيسجمهور و حتي كمشدن داراييها در دوران مسئوليت را نمودند، ولي تكرار اتهام تكرار جواب را ميطلبد.
معالاسف، اين دو پيشنهاد خيرخواهانه عملاً پذيرفته نشده و رهبر معظم هم صلاح را در سكوتشان ديدند و بيشك جامعه و بخصوص نسل جوان نيازمند اطلاع از حقيقت است. حقيقتي كه با اعتبار نظام و همدلي ملت ارتباط جدّي دارد و اگر محدود به حق چند نفر بود؛اقدام به نوشتن چنين نامه اي نمي كردم.
معتقدم جنابعالي بخوبي ميدانيد كه اينجانب و بسياري از بزرگان تأثيرگذار انقلاب و حتي خود جنابعالي از دوران مبارزه و سالهاي اول انقلاب و در تعدادي از مقاطع مورد تهاجم افراد لاابالي و ضدانقلاب بودهايم و هميشه صبورانه تهمتها و اهانتها را پشت سر گذاشتهايم و در دور جديد تهمتها و هجمهها هم از حدود پنج سال پيش تاكنون دندان روي جگر دارم و بخاطر خداوند و مصالح انقلاب و كشور اندوه خويش را مكتوم ميدارم و از اين جهت هم مورد گلايه بسياري از دلسوزان اسلام و انقلاب و بستگانم قرار ميگيرم ومهم اين است كه اينبار اين تهمت ها توسط رئيس جمهور و در رسانه ملي مطرح شده است. البته در موقع مناسب انحرافات و حقكشيهاي ناگفته انتخابات و اعمال دولت نهم در اختيار مردم و تاريخ قرار خواهد گرفت،
تاريخ گواه است كه اكثريت مردم متعهد و انقلابيمان كمتر تحت تأثير خلافگوئيها قرار ميگيرند و دليل آن آراء افتخارآميز مردم به اينجانب در آخرين انتخابات مجلس خبرگان رهبري است و نيز خوب ميدانيد كه در جريان انتخابات جاري، تاكنون به خاطر مسئوليت هاي رسمي ام در رسانه هامطلبي به نفع يا ضرر افراد و جريانهاي درگير در انتخابات نگفتهام و در موراد ضروري به كلياتي مبتني بر حضور حداكثري مردم در پاي صندوقها و سلامت انتخابات اكتفا كردهام و رسماً گفتهام برنامه شركت در انتخابات ندارم.
چهار نامزد موجود براي آمدن به صحنه با اطلاع از نظر و سياست اينجانب از من نظر نخواستهاند و بعد از نامزدي هم از اينجانب درخواست حمايت نكردهاند و اگر هم در جلساتي بهم رسيده باشيم، چيزي جز همان كليات فوقالذكر را از من نشنيدهاند و اگر حزب يا گروهي در مورد جهتگيري در انتخابات نظر خواستهاند، گفتهام براساس آييننامه خود عمل كنند و حقيقتاً آنها با تصميمخودشان و همكارانشان در صحنهاند و عمل ميكنند و انصافاً تهمت دستنشانده بودن آنان ستم و بيحرمتي غيرقابل توجيه است.
بجاست كه به اين حقيقت هم توجه شود كه احتمالاً عوامل دولت از نظر اينجانب مطلعند كه من ادامه وضع موجود را به صلاح نظام و كشور نميدانم و خود جنابعالي هم از اين نظر من مطلعيد و دلايل آن را هم ميدانيد. ولي اين نظر را رسانهاي نكردهام و خود عوامل دولت در اين مورد بزرگنمايي كردهاند كه هدف بزرگنمايي در آن مناظره روشن شد.
با اينهمه بر فرض اينكه اينجانب صبورانه به مشي گذشته ادامه دهم، بيشك بخشي از مردم و احزاب و جريانها اين وضع را بيش از اين بر نميتابند و آتشفشانهايي كه از درون سينههاي سوزان تغذيه ميشوند، در جامعه شكل خواهد گرفت كه نمونههاي آن را در اجتماعات انتخاباتي در ميدانها، خيابانها و دانشگاهها مشاهده ميكنيم.
اگر نظام نخواهد يا نتواند با پديدههاي زشت و گناهآالودي مثل تهمت ها ؛ دروغها و خلافگوييهاي مطرح شده در آن مناظره برخورد كند و اگر مسئولان اجراي قانون نخواهند و يا نتوانند به تخلّفهاي صريح خلاف قانون در اعلان افراد به عنوان فاسد كه فقط بعد از اثبات تخلّف در دادگاه قابل اعلان است، رسيدگي كنند و اگر فردي در موقعيت رياست جمهوري بدون مراعات شأن منصب مقدسش خود را مجاز به ارتكاب چنين گناهان كبيره و اخلاقشكن عليرغم سوگند به مراعات شرع و قانون بداند، چگونه ميتوانيم خود را از پيروان نظام مقدس اسلامي بدانيم؟
رهبري معظم انقلاب؛
اكنون كه امام راحل (ره) آن پير فرزانه و حلّال مشكلات و ملجاء همه و يار صبور و ديرينه هر دوي ما آيتالله شهيد مظلوم دكتر بهشتي و بسياري از همسنگران قديم كه يا به فيض عظماي شهادت رسيدند و يا به ديار باقي شتافتند ؛ در بين ما حضور ندارند، شما ماندهايد و من و معدودي از ياران و همفكران قديم. از جنابعالي با توجه به مقام و مسئوليت و شخصيتتان انتظار است براي حل اين مشكل و براي رفع فتنههاي خطرناك و خاموش كردن آتشي كه هم اكنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هرگونه كه صلاح ميدانيد اقدام مؤثري بنماييد و مانع شعلهورتر شدن اين آتش در جريان انتخابات و پس از آن شويد.
لذا در فرصت باقيمانده ضروري به نظر ميرسد خواسته حق حضرتعالي و مردم در خصوص انجام انتخاباتي سالم و پرابهت و حداكثري تحقق يابد. كاري كه ميتواند عامل نجات كشور از خطر و باعث تحكيم وحدت ملي و اعتماد عمومي باشد و فتنهگران نتوانند با حدس و گمان نصّ پيامتان در مشهد و در مرقد امام راحل را با هوس خود تحريف كنند و با ناديده گرفتن قانون، بنزين بر آتشافروخته بريزند.
سرچشمه شايد گرفتن به بيل چوپر شد نشايد گرفتن به پيل
دوست، همراه، و هم سنگر ديروز، امروز و فردايتان
اكبر هاشمي رفسنجاني
+ نوشته شده در سه شنبه 19 خرداد1388  توسط جواد خراساني
|
ماجرایی که نقل آن در ادامه از قول رهبر فقید و بنیانگذار جمهوری اسلامی ـ با چهار روایت منقول مضبوط از شخص خود ایشان ـ می آید. نشان از توفیق نظام دینی و سران آن پس از ۴۶ سال از وقوع این مکالمه ساده است. روایتی که نشان از عمق بعضی از مسائل دارد.
من الان حقیقت موضوع را برای شما بیان می کنم. آمد یک نفر از اشخاصی که میل ندارم اسمش را بیاورم، گفت آقا سیاست عبارت است از دروغ گفتن، خدعه، فریب، نیرنگ، خلاصه پدرسوختگی است! و آن را شما برای ما بگذارید! چون موقع مقتضی نبود نخواستم با او بحث بکنم. گفتم: ما از اول وارد این سیاست که شما می گویید نبوده ایم. امروز چون موقع مقتضی است، می گویم(صحیفه امام، جلد 1، صفحه 270).
پاکروان(ریاست وقت ساواک) ضمن صحبت هایش گفت: که سیاست عبارت از دروغ گفتن است، عبارت از تقلب است، عبارت از خدعه است، عبارت از فریب است، عبارت از پدرسوختگی است! _ این تعبیر آخرش بود _ این را بگذارید برای ما. می خواست ما را وادار کند به اینکه ما دخالت در سیاست نکنیم. من به آن گفتم: خوب، اگر این سیاست عبارت از اینهاست، اینکه مال شما هست!(صحیفه امام، جلد 9، صفحه 178).
پاکروان به من گفت: سیاست دروغ گفتن است، خدعه است، فریب است. و کلمه اش این بود که " پدرسوختگی" است! این بگذارید برای ما. همین جا می خواست پدرسوختگی کند، یعنی می خواست کلاه سر من بگذارد! من گفتم: به این معنا که شما می گویید ما هیچ وقت همچو سیاستی را نداشتیم. خدعه و فریب و این چیزها( صحیفه امام، جلد 10، صفحه 125).
آن رئیس امنیت آن وقت گفت که: آقا! سیاست عبارت از دروغگویی است، عبارت از خدعه است، عبارت از فریب است، عبارت از پدرسوختگی است، این را بگذارید برای ما. من به او گفتم: این سیاست مال شماست!(صحیفه امام، جلد 13، صفحه 432).
به نظر شما هر یک کجا را می دیده اند؟
+ نوشته شده در یکشنبه 17 خرداد1388  توسط جواد خراساني
|
تقدیم از سر اردات و اخلاص به خاک پای جلالت ماب،حضرت فخرالملک،جناب آقای دکتر احمدی نژاد ریاست جمهور مملکت ایران
قدرت عشق و عشق قدرت
مدرنیته یا سنت
تو محور شرارت
ژیان و عشق سرعت
مسکن رنج و درد
به صورت قرص و گرد
شام و ناهار نداریم
جاش می خوریم کیک زرد
انتخابهای تستی
ازدواج های قسطی
دو زار ته گنجه بود
فرستادیم فلسطین
موفقیت تضمینی
موزیک زیرزمینی
دکتر قلب نمی خوایم
جراح فک و بینی
غیرت سیب زمینی
توسعه سبک چینی
دموکراسی دینی
پیتزای قورمه سبزی
بچه های پاپتی
چلوکباب ساعتی
قاچاق زن به دبی
آدمای غیرتی
خون با اسانس اچ آی ویی
آنفلونزای مرغی
یکی از وبا می میره
یکی جنون گاوی
ذخیره های ارزی
تحرکات مرزی
هیچی دیگه نداریم
اعتبارات قرضی
اقتصاد تزریقی
مرخصی تشویقی
سینمای فلسفی
موسیقی تلفیقی
عاشقای قزوینی
دیزی توی کافی شاپ
مدیتیشن به قصد رختخواب
نذری میدن افطاری
زرشک پلو با کچاپ
دنیاهای مجازی
دانشگای شهربازی
قهرمانهای ملی
پروین نو حجازی
داروهای تقلبی
معتادهای تفننی
مد یا لباس ملی
صنایع تصنعی
آموزش از راه دور
فروش سئوال کنکور
نزول یا سود بانکی
یا انتخاب یا که زور
(متن ترانه "عشق سرعت" از گروه کیوسک)
+ نوشته شده در جمعه 15 خرداد1388  توسط جواد خراساني
|
فصل انتخابات است و شور و شوق حیات اجتماعی، در شهر نشاط می پراکند. آوای تحریم در پایینترین حد ممکن متوقف مانده است، و این خیزی بلند در بلوغ سیاسی جامعه است.
این دوره هم چون فضا به گونه ای بین احمدی نژاد و میرحسین(نمایندگان اصلی دو جناح) دو قطبی شده است، گمان کنم تاکتیک اقناع رای دهندگان به ناتوانی و ضعف رقیب، بتواند پیروزی هر کدام از طرفین را تضمین کند؛ به عبارت دیگر، راه پیروزی در این دوره این نیست که کاندیداها بگویند چه مزایا و برتری ها و برنامه هایی دارند(کاری که کروبی به بهترین شکل آن را دنبال می کند) بلکه پیروز این دوره از انتخابات کسی خواهد بود که بتواند نشان دهد انتخاب رقیب، جامعه را با چه خطرات بزرگ و مهیبی روبرو خواهد کرد.
-------------------------------
بعدالتحریر: امشب عجب نمایشی داد این پیرمرد، برنامه هایش را ارائه داد؛ و از همین تاکتیکی که در بالا گفته شد، بهترین استفاده را کرد و سهمگین ترین وجهه احمدی نژاد (حماقت مذهبی، هاله نور) را هدف قرار داد، احسنت. راجع به خود فیلم فتامل!
+ نوشته شده در دوشنبه 11 خرداد1388  توسط جواد خراساني
|
همين جا چند وقت پيش راجع به سرمايه گذاري و رشد در بعضي تکنولوژي هاي خاص در شرايط ویژه و به اصطلاح "شرايط گلخانه اي" چيزي نوشتم. اين نبايد چيز پنهاني باشد که رشد صنعت هسته ای،صنايع موشکي و پرتاب ماهواره، سلول هاي بنيادي و توليد حيوانات شبيه سازي شده و از اين قبيل پيشرفت ها ارتباطي به دولت ندارد و اين مسائل از مرجع بالاتري هدايت و کنترل مي شود.
حالا همين روزها برنامه هاي تبليغاتي جناب احمدي نژاد را ملاحظه بفرمائيد که بخش اعظم موفقيت خود را به همين مسائل نسبت مي دهد و این دستاوردها را در کارنامه موفقیت خود ثبت می کند و از پاسخگویی در خصوص مسائلی که رسما" در قبال آنها وظیفه دارد طفره می رود. کاش حضرت ولي فقيه يکي از پروژه هاي گلخانه اي اش تک رقمي کردن نرخ تورم، يا مثلا" به حداقل رساندن ميزان فساد دولتي و يا اصلاح سيستم قضايي بود.
با اين اوضاع رذالت بار خواص در تبليغات انتخاباتي، و وضعيت ...بار عوام؛ اميد به تغيير اوضاع، رنگ روشنی نخواهد داشت.
+ نوشته شده در شنبه 9 خرداد1388  توسط جواد خراساني
|